آراسته ، به خودنمايى مىپردازند . » اصناف مانند سازمانهاى منظم صنعتى امروزى رقابت را محدود مىساختند و دستمزد و ساعات كار و قيمتها را تنظيم مىكردند و گاه از توسعهء توليد جلوگيرى مىكردند تابهاى كالاها پايين نيايد . اصناف براى جلوگيرى از اختلافات بين كارگران و كارفرمايان و تقليل اعتصاب ، بطور مساوى هيأتهاى مركب از نمايندگان كارگران و كارفرمايان تشكيل مىدادند . در آن زمان نه اقتصاد متمركز دولتى وجود داشت و نه « اقتصاد بىبندوبار » . « 148 » اين سازمانها منحصر به صنعتگران نبود بلكه پيشهوران جزء ، باربرها و آشپزها و حتى گدايان از مقررات سازمان خود سخت اطاعت مىكردند . بردگى وجود داشت و عدهاى از كارگران شهر و خدمهء خانهها غلام بودند . در ايام قحط و غلا دختران و يتيمان را به چند درهم مىفروختند . پدران حق فروش دختران خود را داشتند ولى در چين هيچگاه بردگى به پايهء يونان و روم نرسيد . حملونقل كالا و بردن تخت - روان بوسيلهء انسان كارى معمولى بود . گاريها را گاه با خر و اغلب بوسيلهء آدم مىكشيدند .
بهاى آدم بقدرى نازل بود كه استفاده از حيوانات و وسايل ماشينى صرفه نداشت . خيابانها چندان عريض نبود . با ترعههاى متعددى كه وجود داشت حمل كالاها صورت مىگرفت . با آنكه بازرگانى كارى پست شمرده مىشد ، بازار كارهاى تجارى رونق داشت . دانشمندان ، معلمان ، كارگزاران دولتى ، طبقهء اول ؛ كشاورزان ، طبقهء دوم ؛ و صنعتگران ، طبقهء سوم ؛ و بازرگانان ، طبقهء چهارم اجتماع بهشمار مىرفتند . چينيان بازرگانان را از عموم طبقات فرومايهتر مىشمردند زيرا از دسترنج ديگران ثروتمند مىشدند . با اينحال ، تجار چين محصولات كشور خود را به همهء زواياى آسيا مىبردند و باوجود مالياتهاى سنگين داخلى و دزدان خشكى و دريا فعاليت آنها متوقف نمىشد . دادن اعتبارات مالى و رواج مسكوكات به فعاليتهاى بازرگانى كمك مى - كرد . نرخ بهره به سى و شش درصد مىرسيد ؛ با اينحال ، از نرخ معمول يونان و روم بيشتر نبود . يك مثل قديمى چين مىگويد : « دزدان عمده صرافى مىكنند . » از حدود قرن پنجم ق . م .
در چين استفاده از مسكوكات فلزى معمول بوده . از عصر دودمان چين ، طلا ، معيار رسمى پول چين شد ، چون در عمل استفاده از مسكوكات مشكل بود ، يك چند رسيد ( پول پرنده ) و سپس پول كاغذى معمول گرديد .
حدود علم
به قول تاريخگزاران چينى امير چو براى راهنمايى فرستادگان كشورهاى بيگانه ، قطبنما را اختراع كرد . ظاهرا چينيان قديم خواص مغناطيسى سنگ آهنربا را مىدانستند و از سوزن مغناطيسى براى جهتيابى استفاده مىكردند . باروت در عصر دودمان تانگ اختراع شد و ابتدا براى آتشبازى مورد استفاده بود ولى بعدها از آن نارنجك ساخته و در جنگها مورد استفاده قرار دادند . « باوجود قطبنما ، باروت ، كاغذ و ابريشم و چاپ و چينى ، باز نمىتوان چينيان را مردمى صنعتگر و مخترع دانست . » با اينكه از اولين اقوامى بودند كه ذغال سنگ را براى سوخت به كار بردند ، مدت دو هزار سال حيات صنعتى چين دگرگون نشد . چنان كه اروپا هم از زمان پريكلس تا عصر انقلاب صنعتى تغييرى نكرد . »
هامش
( 148 ) .Laissez Faire