استفاده مىكردند . كودهاى طبيعى و حيوانى را براى تقويت زمين به كار مىبردند . براى نقل آب رودخانه ترعه مىساختند . ارزن و برنج بيش از گندم و جو كشت مىشد . از شراب برنج به حد اعتدال استفاده مىكردند ولى نوشابهء معمولى آنان چاى بود . بعد از برنج ، چايكارى بيش از هرچيز ديگر معمول بود . چاى ابتدا به صورت دارو به كار مىرفت ولى بعدا به صورت مشروب عمومى درآمد . سبزيها و بقولات و انواع ميوهها كشت مىشد . دهقانان به گوشت توجه چندانى نداشتند ولى در مهمانيهاى مجلل « پكن » انواع خوراكهاى گوشتى در سفره ديده مىشد و صرف غذا ، گاه چند ساعت طول مىكشيد . ولى رنجبران چينى براى تأمين دو وعده غذاى روزانهء خود تلاش مىكردند . با اينكه عدهاى از خاقانهاى چين در راه تقسيم زمين بين دهقانان قدمهايى برداشتند ولى اين كوششها موقتى و بيدوام بود و سالى نبود كه عدهاى از كشاورزان چينى به علت گرسنگى هلاك نشوند ؛ چون در طى قرون ، همواره توليد مثل از توليد كشاورزى بيشتر بود و به علت استثمار شديد دهقانان و نبودن وسايل حملونقل ، رسانيدن آذوقه به نقاط قحطىزده امكان نداشته است . بطور متوسط سالى يكبار چين با قحطى دست به گريبان بوده است . بين قرن ششم تا چهارم قبل از ميلاد ، مزارع اشتراكى از بين رفت و نوعى ماليات جنسى كه معادل يكسوم و حتى نصف محصول بود جايگزين آن گرديد و اين جريان با مخالفت عمومى كشاورزى روبرو شد . يكى از ترانههاى « شى كينگ » نفرت و انزجار دهقانان را نسبت به مأمورين خونآشام نشان مىدهد :
موشها ، موشها ، گندم ما را نخوريد .
ما سه سال است كه با قانون شما سر مىكنيم و از شما تاكنون هرگز سودى نديدهايم . شما را ترك خواهيم گفت و به جاهاى دوردست خواهيم رفت . . . « 147 »
دهقان چينى سخت قانع است و مىگويد : « آنچه آدم در اين زندگى گذران لازم دارد يك كلاه و يك كاسه برنج است . »
كار دهقان ، دائمى ولى كند بود . فقط در جشنهاى سال نو و جشن فانوس ، كشاورزان اندكى استراحت مىكردند .
پيشهوران و اصناف
از روزگار قديم چين يكى از بزرگترين مراكز صدور صنايع دستى بود .
پارچهبافى و تهيهء كرم ابريشم هردو به دست زنان در كارگاهها و كلبهها اداره مىشد . بافتن قماش ابريشمين در هزارهء دوم ق . م . در چين رايج بود ؛ اما كسانى كه انواع لباس ، ديواركوب ، پارچههاى مزين و گرانبها براى ثروتمندان جهان تهيه و تدارك مىكردند ، خود جامهء پنبهاى به تن داشتند . اصنافى مركب از كارگران و كارفرمايان از 300 ق . م . در چين وجود داشته . در عصر « قبلاى قاآن » چين از نظر گرمى بازار صنايع - دستى با اروپاى قرن هجدهم برابرى مىكند . ماركوپولو مىنويسد : « براى هرصنعتى هزار كارگاه وجود دارد و عدهء كارگران هركارگاه به ده يا پانزده يا بيست و در مواردى به چهل مىرسد . . . صاحبان توانگر اين دكهها با دست خود كار نمىكنند ، بلكه برعكس با قيافههاى
هامش
( 147 ) . تاريخ جهان باستان ، پيشين ، ج 1 ، ص 287 .