تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨

وضع زندگى مردم

به عقيدهء كارشناسان ، سرزمين چين كه در 280 ق . م . در حدود 14 ميليون جمعيت داشته در 726 ميلادى چهل و يك ميليون و پانصد هزار جمعيت داشته و در 1919 جمعيت آن به سيصد و سى ميليون تن رسيده است . و در حال حاضر ، جمعيت آن را بيش از 700 ميليون مىدانند . قامت مردم چين جنوبى كوتاهتر از مردم چين شمالى است . تمام مردم اين سرزمين پهناور پركار و پرطاقت هستند و با شجاعت بسيار ، انواع ناملايمات را تحمل مىكنند . با اينكه چهرهء آنان زيبا نيست به خودآرايى علاقه دارند . پوست آنها تقريبا زرد و چشمهاى آنها مورب است . زنان روستايى ، مانند مردان ، بسيار قوى و فعالند ولى زنان طبقات بالا بسيار ظريفند و به آرايش خود علاقه دارند . لبان و گونه‌ها را گلگون مىسازند ، ابروها را سياه و گاه به شكل برگ بيد و گاه به شك هلالى درمىآورند . موى هردو جنس ، زبر ، قوى و بدون جعد است . در زمان قديم زنان معمولا موهاى خود را دسته مىكردند و به گل مىآراستند ، مردان ريش كمى مىگذاشتند و اطراف آن را مىتراشيدند . سلمانيها بازار گرمى داشتند . مردان معمولا سر برهنه بودند ، و در زمستان كلاههايى از مخمل يا پوستهاى لطيف بر سر مى - گذاشتند و در تابستان كلاه از حصير ظريف براى خود مىساختند . در ساختن كفشها از پارچه‌هاى گرم استفاده مىكردند . در زمان « خاقان لى هوجو » ( 970 ميلادى ) رسم شد كه پاى دختران را در هفت‌سالگى با نوارهاى محكم ببندند تا رشد نكند و هنگام بلوغ ، راه رفتن آنها زيبا باشد . مردان نيمتنه و شلوار مىپوشيدند . زنان روستايى در كار شريك مردان بودند و مدپرستى بين زنان چينى معمول نبود . زبان چينى در آغاز امر نه « الفبا » داشت نه « دستور » ، پس از قرنها بتدريج نوعى « خط تصويرى » به وجود آمد . ششصد علامت اصلى خط چينى بازماندهء خط تصويرى قديم آنهاست . از جهاتى زبان چينى ، زبان ابتدايى است كه بر اثر سنت‌پرستى چينيان تا عصر حاضر دوام آورده است . چينيان براى آموختن چهل هزار علامت خود از 10 تا 50 سال وقت صرف مىكنند اما وقتى كه ما دريابيم كه علامات در حكم الفبا نيستند بلكه هريك از آنها نمودار انديشه‌اى مىباشند ، وقتى طول زمانى را در نظر آوريم كه خود ما براى آموختن هزار انديشه يا حتى 40 هزار لغت صرف مىكنيم ، مىبينيم كه اين زبان از لحاظ چينيان دشوار نيست . بهتر آن است كه بگوييم هركسى را 50 سال عمر بايد تا چهل هزار انديشه فراگيرد . « 146 » براى زندگى روزمره فراگرفتن سه يا چهار هزار علامت براى چينيان كافى است .

كشاورزان

دهقانان چين در روزگار قديم به علت وجود جنگلها ، بيشه‌ها ، ددان ، حشرات ، خشكسالى ، سيل و سرما و غيره با موانع و محظورات بسيار روبرو مىشدند . علاوه بر خطرهاى طبيعى حملهء بربرها ، دهقانان را مجبور مىكرد دست اتحاد به‌هم داده دور دهكده‌هاى خود را ديوار بكشند و شبها مزارع را نگهبانى نمايند . كشاورزى آنان ابتدايى بود و ، مانند ممالك عقب‌ماندهء امروز ، از بيل و خيش چوبى و آهنى براى شخم زمين
هامش
( 146 ) . همان .