اين اختراع چون سيلى بيسابقه جارى شد . چين دويست سال پيش از ايتاليا مشعل نهضت مردمدوستى « 144 » را برافروخت . آثار ديرين كلاسيك دهها بار تدوين و منتشر و صدها بار تفسير شد . مورخان دانشمند به زندگى گذشته پرداختند و براى ميليونها خواننده كتابها نوشتند . گلچينهاى ادبى بزرگ و لغتنامههاى عظيم و دايرة المعارفهاى قطور بهوجود آمد .
در زمينهء افكار فلسفى نيز تحولاتى آشكار شد . ديگر دانشمندان كمتر پيرو كنفوسيوس بودند ، زيرا آيين بودا و طرز جهانبينى او بتدريج در بين متفكرين چينى طرفدارانى پيدا كرده بود . انقلابات پياپى ، قحطيها ، سيلها و حوادث گوناگون ، متفكرين چينى را بيشازپيش به فلسفهء اولى متمايل كرد ؛ گويى نفوذ و سلطهء فكرى كنفوسيوس پس از 15 قرن تا حدى متزلزل شده بود . بااينحال ، در نزد چينيان معنى « دانشدوستى » غوطهور شدن در ماوراء الطبيعه و فلسفهء اولى نبود بلكه آنها طالب فلسفهاى مثبت بودند كه به يارى آن بتوانند به رشد و انتظام جامعهء خود كمك كنند . بدون شك ، توجه عدهاى از سلاطين چين به امور اجتماعى و اقتصادى مردم ، تلاش آنها در راه ايجاد يك اقتصاد رهبرى شده ، محصول محيط اجتماعى و اقتصادى و تعليمات و تبليغات متفكرين اين سرزمين بوده است . دانشدوستى و زيبايىپرستى از خصايص چينيان است . در عصر دودمان سونگ در سايهء آرامش و رفاهى كه دست داده بود فرصت مناسبى براى ترقى تمام رشتههاى هنرى فراهم گرديد . در منسوجات و مصنوعات فلزى ، مفرغ - كارى ، لاككارى و يشمتراشى و كندهكارى چوب و عاج موفقيتهاى بيسابقهاى به دست آوردند .
اسباب و اثاثهء خانه را به اشكال متنوع و زيبا مىساختند . هنرمندان و صنعتگران چينى كه روزانه با كاسهاى برنج زندگى مىكردند جواهرات را با مهارت بسيارى مىتراشيدند . لاك ، محصول طبيعى يكى از درختان بومى چين است ، لاككارى نخست در چين شروع شد ولى اين فن در ژاپن به حد كمال رسيد .
يشم نوعى سنگ است و از 2500 ق . م . چينيان با اين سنگ آشنايى داشتند . در كهنهترين گورها مصنوعات يشمى ديده شده . ظريفترين و زيباترين مصنوعات چين ، صنعت چينىسازى است . ويل دورانت چين را مهد فلسفه و چينىسازى مىداند . فن معمارى و ساختمان نيز در چين سابقهاى كهن دارد . بطورى كه از تصاوير منازل و معابد دورهء كنفوسيوس كه در « كتابخانهء پاريس » وجود دارد ، برمىآيد معمارى چينى در طى مدتى بالغ بر 23 قرن تغيير قابلى نكرده است و بر روى هم چينيان از خود ساختمانهاى بزرگ و پرجلالى برجاى نگذاشتهاند .
خانههاى چينى ، اگر قصر هم باشد ، بيش از يك طبقه نيست ؛ عمارات فرعى در طرفين قرار دارند . مواد اصلى ساختمان ، آجر و چوب و سنگ بود . در ورودى و راهروها معمولا تنگ و كف اتاق خاكى بود ولى طبقات مرفه ، كف اتاق را از آجر و حصير مفروش مىكردند .
هنر نقاشى چينيان قرنها پيش از ميلاد مسيح سابقه دارد ولى بر اثر جنگها و حدوث وقايع و سوانح طبيعى در رشد اين هنر وقفه رخ داده است .
هامش
( 144 ) .Humanism