روى باريكههاى خيزران مىنوشتند و آنها را با سنجاق بههم مىپيوستند هرجلد كتاب براى خود وزنى داشت ؛ بههمين جهت چهارصد و شصت تن از دانشمندانى كه اصرار در حفظ آثار فكرى چين داشتند به قتل رسيدند و جمع كثيرى به ساختن ديوار بزرگ چين گماشته شدند .
نتيجهء اين اقدام مستبدانه اين شد كه اين كتابها رنگ كتب آسمانى به خود گرفت و وى مورد كينهء مردم واقع شد و چند تن قصد هلاك او كردند ولى توفيق نيافتند و او بهمرگ طبيعى درگذشت . با مرگ او ، بار ديگر فئوداليسم جان گرفت و حكومتهايى مستقل در گوشهوكنار به وجود آمدند . ولى بالاخره راهزنى به نام كائوتسو تخت سلطنت را ربود و حكومت 400 سالهء دودمان « هان » را برقرار ساخت . بزرگترين خاقان اين سلسله « ووتى » بود ( 104 - 87 ق . م . ) كه غير از مبارزه با قبايل بربر ، سلطهء چين را به كره و منچورى و هندوچين و تركستان رسانيد و آزمايشهايى در سوسياليسم به عمل آورد ؛ بدين معنى كه مالكيت منابع طبيعى را از آن دولت دانست و نيز نمك و آهن و فروش نوشابهها را در انحصار دولت درآورد ، دستگاه حملونقل و مبادلهء كالاها را انتظام بخشيد و براى جلوگيرى از تغيير سريع قيمتها تجارت را تحت نظارت قرار داد و از فعاليت دلالان ، سفتهبازان و كسانى كه كالاها را مىخريدند و انبار مىكردند جلوگيرى نمود . دولت ، كالاهاى اضافى را انبار مىكرد و چون قيمتها بالا مىرفت شروع به فروش مىكرد ، و همينكه قيمتها پايين مىآمد شروع به خريد مىنمود و به اين ترتيب ، قيمتها در سراسر شاهنشاهى انتظام يافت . همهكس مجبور بود درآمد خود را به دولت اطلاع دهد و 5 درصد آن را به نام ماليات تسليم حكومت نمايد . با ضرب مسكوكات جديد و ايجاد مؤسسات عمرانى و حفر ترعهها و ايجاد پلها ميليونها كارگر بيكار را به كار گماشتند ، تجارت با ممالك شرق نزديك رونق گرفت ، علم و شعر و كارهاى صنعتى و هنرى مورد توجه واقع شد . در كتابخانهء سلطنتى كتب فراوانى در زمينههاى مختلف معرفت بشرى گرد آمده بود .
اشغال مقامات دولتى فقط براى كسانى ممكن بود كه از عهدهء امتحانات مخصوص برآيند ولى اين اقدامات خيرخواهانه بر اثر سيلها و خشكساليها متوتف گرديد . قيمتها از نظارت حكومت خارج شد و فساد و تباهى بار ديگر در اوضاع راه يافت . سوداگران و تجار كه از گذشته ناراضى بودند به كارشكنى مشغول شدند و از پرداخت ماليات سرباز زدند ، استثمار ضعفا و غارتگرى سوداگران از نو آغاز شد . پس از يك قرن « وانك مانك » بار ديگر از توسعهء بردگى در املاك جلوگيرى نمود ، زمين را به قطعات كوچك درآورد و بين دهقانان تقسيم نمود و براى جلوگيرى از تمركز مجدد ثروت از خريد و فروش زمين جلوگيرى كرد و در زمينهء تجارت و ساير رشتههاى اقتصادى نظير ووتى دست به اصلاحات زد و شبوروز براى بهبود حال مردم تلاش مىنمود . ولى بار ديگر سوانح طبيعى ، خشكسالى و سيل در كار اقتصاد با نقشهء او اخلال كرد و به دشمنان او فرصت خرابكارى داد . با حملهء تاتارها به چين و اختلاط با سكنهء بومى فصل جديدى در تاريخ گشوده شد . به گفتهء ويل دورانت « چينيان فاتحان را پذيرفتند ، با آنها وصلت كردند ، آنها را متمدن ساختند و به سوى عاليترين دورهء تاريخ خود پيش رفتند . »
دودمان تانگ
با تأسيس « تانگ » و روىكار آمدن « تاى تسونگ » بار ديگر ملت چين روى صلح و آرامش ديد . وى پس از طرد دشمنان از جنگ