با اينكه اين ديوار بطور كامل از تركتازى بربريان جلوگيرى نكرده است تا حد زيادى از يورشهاى آنان كاسته و كمابيش سبب يورش تاريخى هونها به جانب غرب و سقوط روم گرديده است .
شى هوانگتى برآن شد كه خودمختاريهاى محلى را از بين ببرد و قوانين حكومت مركزى را در سراسر چين جارى سازد و عمال و مأمورين خود را بهجاى تيولداران به نقاط مختلف مملكت گسيل دارد . او براى اجراى نقشههاى خود ، املاك تيولداران را گرفت و بين دهقانان تقسيم كرد و از اين راه كمكى عظيم به سعادت مردم چين نمود و به پيشنهاد وزير خود ، پايتخت خود را با احداث راههاى بزرگ به نواحى مختلف مملكت متصل نمود . در شهرها كاخهاى زيبا برقرار كرد و براى وقوف بر اوضاع عمومى با لباس مبدل سفر مىكرد و عيوب و بينظميها را مىديد و براى اصلاح آنها فرمانهاى قاطع صادر مىكرد . با علم ، سر دوستى داشت ولى با فلاسفه و شعرا به سختى مبارزه مىكرد و براى محو آثار و افكار آنها بنابر پيشنهاد وزير خود فرمان زير را صادر كرد : « تمام كسانى كه آثار گذشته و باستانى را به كار برند و آثار دوران جديد را مورد تحقير قرار دهند خودشان با تمام كسانشان اعدام خواهند شد . » او به فرمان خود عمل كرد و صدها محقق و دانشمند را كه سعى در پنهان كردن كتب مورد علاقهء خود داشتند زندهزنده در خاك دفن كرد .
جواهر لعل نهرو در كتاب خود ، نگاهى به تاريخ جهان ، پس از ذكر مقدمهاى به ملت كهنسال هند تعليماتى مىدهد كه توجه به آنها براى ما ايرانيان ، كه بيشتر به گذشتههاى خود مىباليم و كمتر به فكر حال و آيندهء خود هستيم ، نيز سودمند و آموزنده است .
هميشه وقتى كه مىشنوم كسانى گذشتهء هند را بيش از اندازه مىستايند آن امپراتور چينى را به خاطر مىآورم و جايش را خالى مىكنم . در واقع بعضى از مردم كشور ما هستند كه هميشه به گذشته مىنگرند ، هميشه به آن افتخار دارند و هميشه مىخواهند از آن الهام بگيرند . اگر گذشته واقعا الهامبخشى براى انجام كارهاى بزرگ باشد حرفى نيست و بايد از آن الهام بگيريم اما به نظر من ، براى هيچ فرد و هيچ ملتى ، مناسب و شايسته نيست كه دايما به گذشته نظر داشته باشد . همانطور كه بعضيها مىگويند اگر قرار بود كه انسان به عقب برود يا هميشه به عقب بنگرد چشمانش در پشتسرش بود .
ما بايد با تمام وسايلى كه در دست داريم گذشتهء خود را مورد مطالعه قرار دهيم و هرچه در آن قابل تحسين است بستاييم ؛ اما چشمهاى ما بايد متوجه جلو باشد و قدمهاى ما هم بايد هميشه به پيش برود . بيگمان روش شى هوانگتى بسيار وحشيانه بود كه كتابهاى قديمى و مطالعهكنندگان آن را سوزاند يا مدفون كرد . او گمان مىكرد كه حكومت او و خاندانش تا دنيا دنياست دوام خواهد كرد . اما اتفاقا اين سلسله سه سال پس از مرگ اين شاه مستبد پايان يافت و كتابها بار ديگر از پناهگاهها بيرون آمد .
در اين جريان گويا كتب علمى و آثار كنفوسيوس و منسيوس طعمهء آتش نشد و چون كتابها را
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 272
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٢٧٢