تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
مىتواند در سراسر عمر قانون عمل محسوب شود ؟ » گفت : « آيا اين كلمه ، معاملهء متقابل نيست ؟ » در حقيقت ، كنفوسيوس 5 قرن قبل از مسيح گفت : آنچه به خود نمىپسندى به ديگران مپسند . او بر خلاف لائوتزه نمىخواست بدى را با نيكى پاسخ دهد بلكه عقيده داشت مهربانى را با مهربانى و آزار را بايد با عدالت جواب داد . به نظر كنفوسيوس ، انسان برتر با همهء انسانها همدردى مىكند ، سعى مىكند به مقام مردم گرانمايه برسد و وقتى فرومايگان را مىبيند سعى مىكند ببيند كه در خطاى همسايگان تا چه‌حد سهيم است ، به بدگويى و بهتان اعتنا نمىكند ، زبان به ستايش ناروا نمىگشايد ، فرودستان را خوار نمىدارد ، در گفتار آهسته و در رفتار صديق است ، از تندگويى و چرب‌زبانى مىپرهيزد ، كوشا و جدى است زيرا كار بسيار در پيش دارد ، آنچه شك دارد از ديگران مىپرسد ، وقتى خشمگين است به عواقب كار خود مىانديشد ، و چون منفعتى در پيش دارد از تقوى غافل نمىشود . از كنفوسيوس پنج كتاب باقى مانده ، در كتاب آداب‌نامه ، راه معاشرت و نگهدارى صلح و نظم اجتماعى نموده شده ، در كتاب چكامه‌ها ، حيات آدمى و اصول اخلاقى را باز نموده است ، در كتاب سالنامهء بهار و خزان ، حوادث تاريخى وطن خود را بيان كرده و در كتاب تاريخ ، سرگذشت شاهنشاهى چين را به رشتهء تحرير درآورده است . علاوه‌براين ، وى بر كتاب تحولات كه گويا بوسيلهء « ون‌واك » نوشته شده تفسيرى نوشت و آن را منظم و مدون نمود . اين كتاب كه به منزلهء آغاز تاريخ فكر در سرزمين چين است مهمترين و قديمترين كتب باستانى چين به‌شمار مىرود ، و با اينكه فاقد تعليمات مثبت و عملى است مورد توجه و علاقهء كنفوسيوس قرار گرفته است . به عقيدهء رالف لينتون : در قرون 17 و 18 يعنى در دورهء شكفتگى و گسترش عظمت اروپا چين به درجات از كشورهاى اروپايى ثروتمندتر و از بسيارى جهات از آنها متمدن‌تر بود . اروپاييان با اشتياق تمام ، باب تجارت وسيعى را با چين بازكردند ، ابريشم و ظروف چينى نفيس از آن كشور خريدارى كردند . . . اعيان و دولتمندان فرانسوى باغها و خانه‌هاى ييلاقى خود را به سبك چينى مىساختند . بسيارى از كشيشهاى ژزوئيت به چين فرستاده شدند . . . اين افراد با احترام تمام در دربار چين پذيرايى شدند ولى امپراتور نسبت به خدمات علمى و رياضى و نظامى دانشمندان فرقهء ژزوئيت خيلى بيشتر علاقه و كنجكاوى نشان داد تا نسبت به عقايد مذهبى ايشان . درعين‌حال ژزوئيتهاى فرانسوى به مطالعهء آثار حكيمان و نويسندگان كلاسيك چين پرداختند و حاصل آن مطالعات را به اروپا هديه آوردند . شكى نيست كه بسيارى از افكار و عقايد دوران روشنفكرى اروپا در قرن 18 كه زمينه را براى بروز انقلاب كبير فرانسه آماده ساخت از منابع چينى به جامعهء فرانسه رخنه و نفوذ يافته . عقايدى ازاين‌قبيل كه « اگر فرمانبر ملزم است از فرمانرواى خود تمكين و تبعيت داشته باشد ، فرمانروا نيز به نوبهء خويش موظف است گروه تابعان و فرمانبران را در
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 264 | مرتضى راوندى