نمونهاى از هنر چين
زاده شد . نخستين شاهان چين هريك 18 هزار سال سلطنت كردند . پيش از ظهور اين « خاقانهاى آسمان » مردم همچون ددان مىزيستند ، پوست به خود مىپوشيدند و گوشت خام مىخوردند و تنها مادران خود را مىشناختند و از پدران خبرى نداشتند .
بنابر روايات تاريخى ، خافانهاى چين درست از 2825 ق . م . بتدريج راه و رسم زندگى را به مردم آموختهاند . طرز زناشويى ، خنياگرى ، پيكرنگارى ، ماهيگيرى ، دامدارى ، ابريشم - پرورى ، كشاورزى ، استفاده از خيشچوبى ، فعاليتهاى بازرگانى ، استفاده از گياهان شفا بخش ، ساختن آجر و منزل ، ايجاد رصدخانه و تقويم ، هماهنگ ساختن اوزان و مقياسات و هزاران صنعت و هنر ديگر در طى قرون بوسيلهء خاقانها به مردم آموخته شده است .
تاريخ افسانهاى چين در عين ابهام و پيچيدگى ، شيرين و سرگرمكننده است . با تمام تلاش و كوششى كه در راه كشف تمدن و فرهنگ قديم چين به عمل آمده است هنوز معلوم نيست كه چينيان از كجا آمدهاند و قدمت تمدن آنها تا چه پايه است . . . « دورافتادگى چين نبايد سبب شود كه فرهنگ آن كشور و مردم آن را زياده از حد يكدست و خالص بدانيم . گويا بعضى از عناصر هنر و صنعت ديرينهء آنان از بين - النهرين و تركستان آمده باشد ؛ چنان كه سفالگرى عصر نوسنگى « هونان » تقريبا عين سفالگرى آنو « 121 » و شوش مىباشد . تيرهء مغولى كنونى نتيجهء آميختگيهاى مكرر و پيچيدهء اقوام متجاوز يا مهاجرى است كه از مغولستان و روسيهء جنوبى ( سكاها ) و آسياى ميانه فراآمدهاند . « 122 »
هامش
( 121 ) .Anau( 122 ) . تاريخ تمدن ( كتاب اول - بخش سوم ) پيشين ، ص 891 به بعد .