را با صداى شيپور و طبل به بازار مىبردند . هر مردى كه جلو مىآمد اول قسمتهاى عقب تا شانههاى زن را نشان مىدادند و سپس قسمتهاى جلو را ؛ اگر مىپسنديد با شرايط خاص با او ازدواج مىكرد . »
مقام و موقعيت خوبى كه زن در دورهء ودا داشت ، تحت تأثير نفوذ روحانيان و سرمشق اسلامى از دست رفت . در قانوننامهء مانو با لحن زننده مىگويد : « زن سرچشمهء بىآبرويى است ، زن سرچشمهء نزاع است ، زن سرچشمهء زندگى خاكى است ؛ لذا از زن حذر كن . »
دربند ديگر مىگويد : « زن نه تنها مرد احمق بلكه مرد خردمند را مىتواند از راه صحيح زندگى منحرف كند و مىتواند مرد را اسير هوىوهوس و يا خشم سازد . » همين قانوننامه مىگويد : « زن در سراسر زندگى بايد تحت قيمومت باشد ، نخست قيمومت پدر و سپس شوهر و سرانجام قيمومت پسر . » رسم سوزاندن بيوهزنان با شوهران مرده بر تودهء هيزم ظاهرا از مراسم « سكهها » و « تراكىها » بوده و سپس در هند معمول گرديده است .
يكچند از شدت اجراى اين رسم كاسته شد و قرار براين نهادند كه زن شوهر مرده قبل از شروع مراسم سوزاندن جسد ، چندى در كنار شوهرش و تودهء هيزم بنشيند . ولى اين روش مشئوم بار ديگر زنده شد و اغلب بيوهزنان پارسا مايل نبودند بعد از شوهر به زندگى خود ادامه دهند بلكه مغرورانه وارد آتش مىشدند .
باوجود مراسم خاصى كه هنديان در ازدواج داشتند و باوجود روسپيگرى و زنده سوزاندن زنان بيوه ، جامعهء هندى در مهربانى و نزاكت و ادب ، مرتبهاى شامخ و عفت جنسى مردم ، مقامى بلند داشت . يك زن هندو بدون ترس و هراس مىتوانست بين مردم آمدورفت كند . در هند پاكيزگى مرادف با خداشناسى بود ؛ « بگذار او ( برهمن ) صبح زود خود را غسل دهد ، تن را بيارايد و دندانها را بشويد و سرمه به چشم بكشد . »
يوان چوانك در 1300 سال پيش ، آداب غذا خوردن هندوها را اينطور شرح داده است : « آنها خودبهخود به تميز نگاهداشتن خوردنى همت مىگمارند و اجبارى در كار نيست .
قبل از هرغذا بايد خود را بشويند . خردهريز و بقاياى غذا دوباره صرف نمىشود . ظروف غذا از فردبهفرد ديگر تحويل نمىگردد . . . تا صرف غذا پايان مىپذيرد با خلال ، دندان خود را تميز مىكنند ، قبل از شستشو باهم تماس نمىگيرند . » « 116 »
علوم و معارف هندى
فرهنگ هندى نيز رنگ مذهبى داشت و بيشتر آندسته از علوم پيشرفت داشت كه به مذهب كمك مىكرد . كتب نجوم هندى بيشتر براساس علم يونان نوشته شده و در آن از معادلات درجه دوم ، جيبها و ارزش كسوف و انقلابين و اعتدالين سخن رفته است و كرويت زمين و گردش آن تأييد شده است . دستگاه اعشار ، ميراث خاص هنديان است و اين كشف رياضى به وسيلهء اعراب به مغرب زمين رسيده است و بغلط از طرف اروپاييان اعداد « عربى » خوانده شده است .
ويل دورانت مىنويسد : اين هند است كه روش هنرمندانهء بيان اعداد را با ده رمز
هامش
( 116 ) . تاريخ تمدن ( كتاب اول - بخش دوم ) ، پيشين ، ص 700 به بعد .