يك طبيب هندى صدسال قبل از هاروى « 119 » از گردش خون سخن مىگويد و براى معالجهء سفليس ، جيوه را تجويز مىكند .
در رشتهء جراحى نيز هنديان مقام شامخى داشتند . گاريسون مىگويد : هندوهاى باستانى دست به هرنوع عمل جراحى مىزدند ؛ مگر بستن شريانها . « سونشووتا » بسيارى از اعمال جراحى را از قبيل آب مرواريد ، فتق ، بيرون آوردن سنگ ، بيرون آوردن غيرطبيعى بچه و غيره را شرح مىدهد . جراحان آن روزگار از نشتر ، ميل جراحى ، انبر قابلگى ، ميل مجراى پيشاب و غيره استفاده مىكردند .
اگر بيمارى دنباله پيدا مىكرد و با روزهء هفت روزه مداوا نمىشد ، پزشكان دارو به كار مىبردند . پيش از استعمال دارو پزشكان سعى مىكردند با تغذيه ، استحمام ، اماله ، تنفس ، تزريقات داخل مجراى پيشاب يا فرج و خونگيرى بوسيلهء زالو يا حجامت ، بيمار را معالجه كنند .
تلقيح كه تا پيش از قرن 18 در اروپا مجهول بود در حدود سال 550 بعد از ميلاد در هند رايج بود . بطور كلى علم پزشكى در دوران ودايى و بودايى در هند پيشرفت سريع داشته و درست معلوم نيست در پيشرفتهاى ابتدايى در رشتهء طب تا چه حد يونانيان مديون هنديان و يا هنديان مديون يونانيانند . ظاهرا در دوران اسكندر پزشكان و جراحان هندى بر كليه كشورها تفوق داشتهاند . « 120 »
چين
گذشتهء چين
سرزمين كهنسال چين ، پس از اتحاد شوروى ، وسيعترين ممالك جهان است . جمعيت آن در حدود ربع جمعيت دنيا ( بالغ بر 650 ميليون نفر است ) و بلندترين كوهها و وسيعترين بيابانهاى جهان و پهناورترين اقيانوسها آن را احاطه كرده است . با اينكه از ديرباز مورخان چين همهء وقايع را ثبت كردهاند ، محققين گزارشها و آثارى را كه پيش از سال 766 قبل از ميلاد به رشتهء تحرير درآمده است درخور اعتماد نمىدانند ؛ زيرا وقايعنگاران چينى زياد دربند ذكر حقايق تاريخى نبودند بلكه به فراخور ذوق و سليقهء خود ، مطالب و داستانهايى بر تاريخ اين مملكت افزودهاند . بنابر داستانهاى كهن چين :
آدم نخستين پسازآنكه 18 هزار سال رنج كشيد ، توانست در دو ميليون و دويست و بيست و نه هزار سال پيش از مسيح ، به گيتى شكل بخشد .
در آن حال كه كار مىكرد از نفسش ابر و باد ، از آوازش تندر ، و از رگهايش رودها ، از گوشش زمين ، از مويش سبزه و درخت ، از استخوانش فلزات و از عرقش باران پديد آمد و از حشراتى كه بر بدنش نشسته بودند نوع انسان
هامش
( 119 ) .Harvey , William( 1578 تا 1657 م . ) پزشك انگليسى كه گردش خون را كشف كرد .
( 120 ) . مطالب اين قسمت ، از تاريخ تمدن ( كتاب اول - بخش دوم ) ، ص 749 به بعد خلاصه شده است .