تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
به نسبت از ساير نواحى زيادتر است و مبلغ 360 تالان عيار طلا ( معادل بيش از يك ميليون ليرهء انگليسى ) مىباشد . » همچنين هرودت متذكر مىشود كه : « سپاهيان هندى نيز در ارتش داريوش شركت داشتند و شامل صفوف پياده و سوار و ارابه‌ها بودند و بعدها فيلهاى هندى نيز در اين سپاه به كار مىرفت . » بطور مسلم پيش از قرن هفتم ق . م . روابط ميان ايران و هند از راه بازرگانى و دادوستد وجود داشته است . مخصوصا بازرگانى قديمى ميان هند و بابل رواج داشت كه از راه خليج‌فارس صورت مىگرفت . از قرن ششم ق . م . بر اثر لشكركشيهاى كورش و داريوش ، تماسهاى مستقيم ميان ايران و هند رشد و توسعه يافت . پس از فتوحات اسكندر ، ايران در مدت چند قرن ، تحت نفوذ حكومت يونانيها بود . در اين دوران ، تماسهاى ايران با هند ادامه داشت و بطورى كه گفته مىشود ساختمانهاى زمان آشوكا بزرگترين پادشاه و امپراتور باستانى هند ، تحت تأثير معمارى پرسپوليس ( تخت جمشيد ) قرار داشت . « 111 » از آنچه به قلم استادانهء سياستمدار فقيد ، جواهر لعل نهرو ، به رشتهء تحرير درآمده است ، مىتوان به تأثير متقابل فرهنگ و تمدن دو كشور باستانى ايران و هند پىبرد . رالف لينتون نيز مىگويد كه داريوش ، سند و پنجاب را بيستمين استان قلمرو خود قرار داد . از سربازان هندى در جنگها استفاده كرده و همه‌ساله ده تن خرده طلا به عنوان خراج كه معادل يك‌سوم كل عايدى ساليانهء امپراتورى هخامنشى بود ، مطالبه مىكرده « . . . به اغلب احتمال ، در اثر تمدن ايرانى بود كه الگوهاى تشكيلات سياسى و حتى مفهوم سازمان امپراتورى در شبه جزيرهء هند قدم به عرصهء وجود گذاشت . . . در انتهاى تسلط ايرانيان به هند به‌جاى پادشاهيهاى قبيله‌اى . . . در هند مركزى به تقليد از امپراتورى ايران ، كشورهاى نيرومند و وسيع به وجود آمد . همچنين در آثار هنرى امپراتورى موريان « 112 » واقع در شمال و شمال غربى هندوستان ، نفوذ هنر و تمدن ايرانى كاملا نمايان بود . . . « 113 » در حدود قرن پنجم ق . م . ناحيهء هند شمالى صاحب بسيارى از خصوصيات تمدنى شده بود كه تا زمان حال نيز دوام آورده است . چنين مىنمايد كه زندگى عادى دهكده‌نشينان آن ناحيه در اين فاصلهء بعيد زمانى ، تفاوت قابل ملاحظه‌اى نيافته و فقط با فرارسيدن راديو و ماشينها و وسايل حمل‌ونقل در قرن اخير بود . كه اوضاع زندگى آن مردمان دستخوش انقلاب و تحول بزرگى شده است . . . در بسيارى از نقاط اين سرزمين هنوز دهقانان به سبك مرسوم دورهء امپراتورى « موريانى » يعنى زمانى كه خاك هند شمالى پوشيده از جنگلهاى انبوه بود ، بسيارى از اشياء خود را از چوبهاى جنگلى مىسازند و يا غذاى خود را با تپاله‌هاى خشك شدهء گاو مىپزند . در شرق ناحيهء مورد بحث ، هنوز جامهء مردمان عادى منحصر است به شال پنبه‌اى درازى كه به دور كمر مىپيچند ؛ درحالىكه زنان براى پوشاندن پايين‌تنهء خود
هامش
( 111 ) . جواهر لعل نهرو ، روابط هند و ايران ، گردآورى و ترجمهء تفضلى ، ص 56 - 58 . ( 112 ) .Mauryan( 113 ) . سير تمدن ، پيشين ، ص 458 .