تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
آنكه بحث و جدلهاى فلسفى را تحت ضابطه‌اى درآورد و در برابر نيرنگها و سفسطه‌هاى فلسفى سدى ايجاد نمايد ، بحث منطقى را پيش كشيد . اين شخص كه ظاهرا « گواتما » نام داشته ارسطوى هند به‌شمار مىرود . وى براى نخستين‌بار ارغنون تحقيق و تفكر به قارهء هند داد و قاموسى از مفردات فلسفى به وجود آورد . متفكر ديگرى به نام « كانادا » كه ذيمقراطيس هند است ، عقيده داشت كه عالم را اشياء گوناگون فراگرفته و هرشيىء از تركيبات اتمى پديد آمده ، صور متغيرند ولى اتمها انهدام - ناپذيرند . او عقيده داشت كه هيچ‌چيز جز اتم و خلأ وجود ندارد و گردش اتمها به ارادهء خدايى ذيشعور نيست بلكه يك قانون ناديدنى ، محرك آنهاست . يكى ديگر از مهمترين مكاتب فلسفى هند ، آيين « سانكهيا » ست كه بوسيلهء كاپيلا « 103 » پايه‌گذارى شده . در اين مكتب فلسفى ، براى اولين‌بار به آزادى كامل عقل آدمى تكيه شده است . كاپيلا مانند « لاپلاس » براى تفسير و توضيح خلقت يا تطور ، استمداد از يك خداوند را ضرور نمىدانست . وجود مذاهب و فلسفه‌هاى بىخدا ، آن هم درميان اين ملت كه بيش از همهء ملتها مذهبى و فلسفى است ، امرى غيرعادى نيست . در بسيارى از متون سانكهيا وجود خالق صاحب ذات به كلى انكار شده . امر خلقت تصورپذير نيست ؛ زيرا يك چيز از هيچ‌چيز به وجود نيامده ، خالق و مخلوق يكى است . كاپيلا خود را به اين گفته راضى مىكند ( تو گويى امانوئل كانت سخن مىگويد ) كه : « اثبات وجود خالق صاحب ذات از طريق برهان بشرى هرگز امكان‌پذير نيست ؛ زيرا به گفتهء اين شكاك هوشمند هرچه وجود دارد يا مجبور است يا آزاد ، و خدا هيچيك از اين دو نمىتواند باشد . اگر خدا وجود كاملى است محتاج به خلقت عالم نمىباشد و اگر غير كامل است خدا نيست . اگر خدا خوب بود و قدرتهاى الهى داشت ، قهرا نمىتوانست جهانى اين‌چنين غيركامل خلق كند كه رنج دايم آن فراوان و مرگ آن مسلم است . توجه به اين امر براى ما آموزنده است كه متفكران هند تا چه‌اندازه با آرامش به اين گونه مسائل مىپردازند و بندرت متوسل به تعذيب و دشنام مىشوند و همواره در مقامى گفتگو مىكنند كه نظير آن فقط در مباحثات دانشمندان پختهء اين عصر ديده مىشود . » « 104 » با اين حال ، بايد دانست كه كاپيلا فيلسوف مادى نبوده بلكه معتقد به اصالت تصور و روح بوده ؛ منتها با شيوه‌اى خاص به تشريح نظريات خود مىپردازد .

آيين يوگا

كلمهء يوگا « 105 » به معنى يوغ است ولى نه به اين مفهوم كه روح زير يوغ ذات بارى قرار گيرد بلكه مفهوم آن سيروسلوك زاهدانهء سالك مشتاق است كه مىكوشد تا با در دست گرفتن زمام نفس خود ، روح را از همهء قيود مادى و علايق جسمانى آزاد كند ، و براى درك اين حقيقت ، طالب يا سالك اين راه بايد هشت منزل را يكى بعد از ديگرى طى كند ، تا ذهن او از جسم جدا شود و همهء علايق از ضمير او برود . وى ( سالك يا جوكى ) در طلب خدا و يا به فكر اتصال به خدا نيست و به پاداش
هامش
( 103 ) .Kapila( 104 ) . تاريخ تمدن ( كتاب اول - بخش دوم ) ، پيشين ( به اختصار ) . ( 105 ) .yoga