تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
كارگزاران خود را مىخواند و دستورهاى محرمانه صادر مىكرد ؛ در بخش سوم ، با مشاوران خود در تالارى گفتگو مىكرد ؛ در بخش چهارم ، امور مالى دولت و دفاع ملى را رسيدگى مىكرد ؛ در بخش پنجم ، شكوائيه‌ها و مرافعات رعاياى خود را مىشنيد ؛ در بخش ششم ، حمام مىرفت و ناهار مىخورد و نوشته‌هاى مذهبى مىخواند ؛ در بخش هفتم ، ماليات و خراج مىگرفت و مقامات ادارى را منصوب مىكرد ؛ در بخش هشتم ، هيأت مشاورين خود را ملاقات مىكرد و گزارش جاسوسان خود را كه فاحشه‌ها هم درميان آنها بودند گوش مىداد ؛ در بخش نهم ، به استراحت و عبادت مىپرداخت و در بخش دهم و يازدهم به مسائل نظامى رسيدگى مىكرد ؛ در بخش دوازدهم ، مجددا به گزارشهاى محرمانه گوش مىداد ؛ در بخش سيزدهم ، به حمام عصرانه مىرفت و شام مىخورد و بخش 14 - 15 - 16 صرف خواب مىشد . كشور با قدرت نظامى اداره مىشد و قدرت نامحدود شاه را شوراى وزيران محدود مىكرد . اين شورا قوانين تازه‌اى وضع مىكرد ، امور مالى و امور خارجه را منظم مىساخت . سازمانهاى دولتى بوسيلهء مأمورين اداره مىشد . مهمترين ادارات آن دوره عبارت بود از : دارايى ، گمرك ، مرزبانى ، گذرنامه ، ارتباطات ، رسومات ، معادن ، كشاورزى ، رمه ، تجارت ، انبارها ، دريانوردى ، جنگلها ، تفريحات عمومى ، فحشاء و ضرابخانه . رئيس كل رسومات ، فروش داروها و نوشابه‌هاى الكلى ، محل ميخانه‌ها و مقدار نوشابه‌هايى را كه به فروش مىرسيد ، تعيين مىكرد . رئيس كل معادن ، مناطق معدن‌دار را به افراد اجاره مىداد و آنها اجاره‌هاى ثابت و سهمى از منافع را به دولت مىدادند . رئيس كل فحشاء به امور روسپيان رسيدگى مىكرد و نرخ كار و هزينه‌هاى آنها را در نظر مىگرفت و ماليات دولتى را از آنها مطالبه و از آنان براى جاسوسى استفاده مىكرد . همينطور ساير ادارات هريك وظيفهء مشخص و معينى داشتند . در پايتخت ، شوراى سلطنتى ، آخرين مرجع رسيدگى به دعاوى مردم بود ولى در دهات ، يك شوراى پنج نفرى از ريش‌سفيدان ، اجراى قوانين را به عهده گرفته بود ؛ و دادگاههاى بدوى و عالى وجود داشت . جاده‌ها و خطوط دريايى ، پلها ، بندرگاهها و وسايل ارتباطى تحت نظارت دولت بود . عرض جاده‌هاى تجارتى از 30 تا 60 قدم مىرسيد . در فاصلهء هرميل دولت بوسيلهء ستونهاى سنگى ، جهت حركت و فاصله تا مقصد را نشان مىداد . حمل‌ونقل به كمك گردونه ، تخت روان ، گارى ، اسب ، شتر ، فيل ، الاغ و افراد انسانى صورت مىگرفت . داشتن فيل جنبهء تفننى داشت و ناموس يك زن بهاى متوسطى براى خريد يك فيل بود . در نزد هنديها ننگ و عار نبود كه براى اعطاء يك فيل با مردى همخوابه شوند . ترتيب و نظم و نسقى كه در آن ايام وجود داشته از هرجهت جالب است . وينسنت اسميت « 108 » مىگويد : « . . . براستى جزئيات ادارى و اينكه چنين سازمانى در قرن سوم ق . م . در هند وجود داشته و با موفقيت مورد اجرا قرار گرفته است بيشتر ما را متحير مىسازد . » پس از مرگ چاندراگوپتا ، شاه فيلسوف ، « آشوكا » زمام امور را در دست گرفت . اين پادشاه در آغاز امر ، مانند پدر ، مستبدانه زندگى مىكرد . وى زندانى ساخت كه به عنوان « جهنم »
هامش
( 108 ) .Vincent Smith