كوركورانه به تناسخ معتقد است و معلوم نيست اگر روح وجود ندارد چطور در وجودهاى ديگر حلول مىكند . اعتقاد به تناسخ ضعيفترين بحث فلسفه او بوده است . بودا كسانى را كه براى او مقام الوهيت قائل بودند مؤدبانه سرزنش مىكرد و مىگفت : « هركس ، چه اكنون و چه بعد از مرگم ، بايد چون چراغ رستگارى خود باشد و به خود پناه برد . هركس بايد محكم بر حقيقت تكيه كند و آن را چراغ راه خود قرار دهد . فقط كسانى كه چنينند مىتوانند به بالاترين مقام نايل گردند ؛ ولى آنها بايد مشتاق آموختن باشند . » بودا به سال 483 ق . م .
در هشتاد سالگى درگذشت .
جواهر لعل نهرو ضمن بحث كلى پيرامون مذاهبى كه در قرن 6 ق . م . در خاورميانه و شرق ظهور كردهاند مىنويسد :
آيين بودا به عنوان يك مذهب ، تا مدتى در هند رواج زياد پيدا نكرد و پس از مدتى در مذهب برهمنى يا هندويى جذب گرديد . معهذا بايد گفت كه آيين بودا در مذهب برهمنى تأثير زيادى به وجود آورد و لااقل بسيارى از خرافات و تشريفات بيجاى مذهبى را از آن دور ساخت . . .
با اينكه مذهب بودا در وطن خودش ، يعنى هندوستان ، عنوان يك مذهب اصيل را از دست داده ، در كشورهاى دوردست ديگر ، از سيلان گرفته تا چين رواج مىيافت . امروز مذهب بودايى از تمام مذاهب جهان بيشتر پيرو دارد .
مذاهب ديگرى كه پيروان و معتقدان زيادى دارند عبارتند از : مسيحيت ، اسلام ، و آيين هندو و در جنب اينها مذاهب يهود ، سيك ، زردشتى و مذاهب ديگر وجود دارد .
نهرو سپس مىنويسد :
مذاهب و بنيانگذاران آنها در تاريخ جهان نقش بزرگى اجرا كردهاند . . . اغلب در تاريخ مىبينيم كه مذهب هرچند كه براى تكامل ما و بهتر ساختن ما و نجيبانهتر شدن رفتار ما بوده است عملا مردم را به صورت حيوانات پست درآورده است . بجاى آنكه در مردم روشنبينى به وجود آورد ، اغلب آنها را در تيرگى نگاهداشته است ؛ بجاى آنكه وسعت ذهن و فكر در آنها ايجاد كند اغلب موجب تنگفكرى و كوتهنظرى و تحمل نكردن ديگران شده است . با كمك مذهب ، كارها و چيزهاى بسيار عالى و بزرگ انجام گرفته است ؛ اما به نام مذهب نيز هزاران هزار و ميليونها نفوس بشرى كشته شدهاند و جنايات مهيب و تصورناپذير صورت گرفته است .
پس آيا تكليف ما با مذهب چيست ؟ براى بعضى اشخاص ، مذهب به معنى يك دنياى ديگر ، دنياى پس از مرگ ، بهشت و دوزخ يا هرچه اسمش را بگذاريم مىباشد . اينها به اميد اينكه پس از مرگ به بهشت بروند مذهب را دنبال مىكنند و بعضى مراسم و اعمال را انجام مىدهند . اين اشخاص مرا به ياد كودكانى مىاندازند كه به اميد دريافت نقل و شيرينى و سود ، خود را مؤدب و معقول جلوه مىدهند . . . آيا دربارهء مردان بالغ و بزرگى كه به اين شكل كودكانه
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 241
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٢٤١