قدرت الهى . جينها مىگفتند راه رستگارى در رياضتكشى و خوددارى از آزار موجودات حيه است . هرجين پارسا بايد موجودى را نكشد ، دروغ نگويد ، چيزى كه به او داده نشده ، نگيرد ، عفيف باشد و به لذتهاى جسمانى پشتپا بزند . مشكلاتى كه در مذهب جينها بود نگذاشت كه اين مذهب قبول عامه پيدا كند و در اين كشور پرجمعيت فقط يك ميليون و سيصد هزار نفر پيرو مذهب جينى هستند و گاندى درشمار كسانى بود كه تحت تأثير و نفوذ اين فرقه قرار داشت .
ويل دورانت مىگويد :
بودا
براى ما بسى دشوار است كه بفهميم شرايط اقتصادى و سياسى و اخلاقى در 2500 سال قبل چگونه بود و چه عواملى باعث شده است كه كيشهاى مبتنى بر رياضت و بدبينى از قبيل كيش جين و بودا پديدار گردد . بىگمان از آن هنگام كه آرياييها در هند فرمانروايى آغاز كردند ، هند به پيشرفتهاى مادى بسزايى نايل شد ، شهرهاى بزرگ ساخته و پرداخته گرديد ، صنعت و تجارت ، ثروت به دنبال خود آورد و از پى آن راحت و آسايش فراهم گرديد ؛ و آسايش سبب رشد علم و فرهنگ شد . شايد ثروتهاى هند باعث شد كه فلسفهء « اپيكورى » و مادى قرنهاى هفتم و ششم ق . م . به وجود آيد . مذهب در ايام كامكارى و پيشرفت رونق نمىگيرد ، حواس در چنين دورهها خود را از قيد و بندهاى روحانى آزاد مىكند و فلسفههايى مىسازد كه آزادى آنها را توجيه كند ؛ همانطور كه در چين عصر كنفوسيوس و يونان عصر « پروتاگوراس » رخ داد . در هند عصر بودا هم انحطاط معنوى مذهب ، موجبات پيدايش تشكيك و هرجومرج اخلاقى فراهم كرده بود . « 95 »
از آغاز زندگى بودا اطلاعات دقيقى در دست نيست . آنچه مسلم است وى پس ، از سالها خودآزارى و سيروسلوك ، دريافت كه با اين رنجها نور علم تازهاى بر او نتابيده . پس ، از اين كارها دست كشيد و بر آن شد كه مانند ساير متعلمان همعصر خود از طريق مناظره ، نطق و تمثيل به مردم تعليم دهد . اين مرد قوى الاراده با رفتار ملايم خود ادعا مىكرد كه روشن شده است . وى هرگز در مقام دروغگويى و عوامفريبى نبود و ادعاى وحى و الهام نداشت و نمىگفت كه خداوندى به وساطت او سخن مىگويد . در مناظره بسيار صبور بود . « بنابر تعاليم بودا زندگى شر است و زيستن رنج بردن ؛ پس بايد كوشيد جريان پىدرپى حيات قطع شود تا به فناى روح بينجامد . در نتيجهء چشمپوشى از اميال و مجاهدت مىتوان به نيروانا رسيد . آيين بودا توكل و تفويض را موعظه مىكرد ، و از نظر اخلاقى ستمديدگان را در مقابل ستمگران خلع سلاح مىكرد . . . » « 96 »
بودا مانند لائوتسه و مسيح آرزو داشت تا بدى را به نيكى ، و نفرت را به محبت ، سزا دهد . اگر كسى به او دشنام مىداد ، سكوت اختيار مىكرد . روزى بوداى شوخطبع به مرد
هامش
( 95 ) . تاريخ تمدن ( كتاب اول - بخش دوم ) ، پيشين .
( 96 ) . تاريخ جهان باستان ، پيشين ، ج 1 ، ص 269 به بعد .