رضايت از اوضاع و احوال موجود ، و اميد و آرزو براى به وجود آوردن يك وضع بهتر و رضايتبخشتر ، در همهجا مشهود بود . در واقع بنيانگذاران مذاهب هميشه در جستجوى يك زندگى بهتر بودهاند و مىكوشيدند كه مردم زمان خودشان را تغيير بدهند و زندگى آنها را بهتر سازند .
همهء آنها مردان بزرگ انقلابى بودند كه از حمله بردن به وضع فاسدى كه در زمانشان وجود داشت ، باكى نداشتند . . . در قرن ششم پيش از ميلاد در هند ، بودا و مهاويرا را داريم .
در چين ، كنفوسيوس و لائوتسه پيدا شدند . در ايران ، زرتشت و در جزيرهء يونانى ساموس ، فيثاغورس زندگى مىكرد .
در چين . . . آنها ( يعنى كنفوسيوس و لائوتسه ) يك نوع روشهاى اخلاقى و دستورهاى اجتماعى وضع كردند كه مردم چه بايد بكنند و چه نبايد بكنند ؛ اما پس از مرگ ايشان ، معابد متعددى براى تجليل خاطرهء ايشان در چين بنا شد و كتابهاى آنها به همان اندازه كه كتاب وداها براى هندوها و انجيل براى مسيحيها عزيز و محترم است ، محترم شمرده شد . يكى از نتايج تعليمات كنفوسيوس آن بوده است كه مردم چين متواضعترين و مؤدبترين و خوشرفتارترين و بافرهنگترين مردم جهان هستند .
در هند هم در آن زمان ، مهاويرا و بودا بودند . مهاويرا مذهب جين را آغاز كرد كه هنوز هم وجود دارد . . . جينها به نظريهء عدم خشونت اعتقاد جدى دارند و كاملا مخالف آن هستند كه هرنوع عمل تجاوزآميزى نسبت به موجودات زنده و جاندار صورت گيرد . . . فيثاغورس هم جدا گياهخوار بود و اصرار داشت كه تمام شاگردانش به هيچوجه گوشت و مواد حيوانى نخورند .
اكنون به بودا يا گوتاما بپردازيم . . . او يك شاهزاده از خاندان سلطنتى بود . . .
پدر و مادرش او را در ناز و نعمت و درميان تجمل و آسايش فراوان بزرگ كردند و مىكوشيدند كه او را از ديدن هرنوع منظرهء دردناك ، تيرهروزى و رنج دور نگهدارند ، اما اين كار مقدور نبود . بنابر روايات ، او فقر و رنج و مرگ را ديد و احساس كرد و بشدت تحت تأثير آنها قرار گرفت . از آن پس در كاخ پرشكوهش هرگز آرام نداشت و تمام تجمل و جلالى كه او را احاطه كرده بود حتى زن جوان و بسيار زيبايش كه او را بسيار دوست مىداشت نمىتوانستند فكر او را از رنجهاى بشرى دور و غافل نگهدارند . يك شب در سكوت شبانه ، كاخ پرشكوه و عزيزان خود را ترك گفت و به سوى دنياى بزرگ حركت كرد تا براى پرسشهايى كه در ذهنش پيدا شده بود و او را آزار مىداد ، پاسخى پيدا كند . جستجوى او براى يافتن اين پاسخها بسيار طولانى و رنجبار بود . . . پسازآنكه روشنايى و حقيقت بر وى آشكار شد به تعليم مردم پرداخت و راه خوب زيستن را به مردم نشان داد . او قربانى كردن هرنوع چيزى را براى خدايان نادرست مىدانست و مىگفت بهجاى كشتن حيوان و قربانى كردن ، ما بايد خشم و كينه و حرص و بدانديشى خودمان را بكشيم و قربانى سازيم .
در موقعى كه بودا متولد شد هنوز مذهب قديمى ودا در هند رواج داشت اما از مدتها قبل تغييراتى پيدا كرده و از مقام عالى خود ساقط شده بود . كاهنان و روحانيان برهمن ، انواع ادعيه و اوراد و نمازها و مراسم مذهبى و انواع خرافات گوناگون را بر آن
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 235
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٢٣٥