فُرْقَان : از - فَرْق - رساتر است زيرا - فُرْقَان - براى جدايى ميان حق و باطل به كار ميرود و تقديرش مثل تقدير عبارت - رجل قنعان - است كه در حكم و داورى به او اكتفا و بسنده مىشود .
در مورد - فُرْقَان - گفته شده كه اسم است نه مصدر ولى واژه - فَرْق - در اين مورد و در غير اين مورد به كار ميرود .
در آيه :
يَوْمَ الْفُرْقانِ
( 41 / انفال ) يعنى روزى است كه در آن روز ميان حق و باطل رميان دليل و شك و شبهه فرق گزارده مىشود « 1 » .
هامش
( 1 ) جوهرى مىگويد : فرقان همان قرآن است و هر گاه به وسيله آن ميان حق و باطل تفاوتها روشن شود فرقان است و همچنين - فرق - نيز در همين معنى است ، مفسرين در ناميدن قرآن به فرقان وجوهى گفتهاند :
1 - بخاطر نزول پراكنده در طول 23 سال كه جدا جدا آمده .
2 - براى اينكه قسمتها و بعضى از سورهها جدا از يكديگر است و تفصيلش تمام سوره و آيات است .
3 - براى اينكه از ساير معجزات جداست چون بر صفحات و پهنه روزگار باقى است .
4 - چون قرآن حلال و حرام و حق و باطل را روشن مىكند .
ابن سنان مىگويد : از ابا عبد اللّه ( حضرت صادق عليه السّلام ) از معنى فرقان و قرآن كه آيا يكى است يا دو چيز پرسش شد ، فرمود : قرآن همان كتاب است و فرقان محكماتى كه عمل به آنها واجب است . ( وافى 2 / 274 به نقل از فروق اللغات ب 149 - نور الدين جزايرى ) .
ابو هلال عسكرى نيز فقط نظر حضرت صادق را با اضافات مختصرى حجت ميداند و آن را بازگو مىكند ، مىگويد : بين الفرقان و القرآن ، ان القرآن يفيد انه يفرق بين الحق و الباطل و المؤمن و الكافر . ( الفروق اللغويه - 44 ) .