الفَرْق : جدايى و فاصله كه با معنى فلق نزديك است ولى - فلق - به اعتبار شكافتگى است و فرق به اعتبار جدايى ، در آيه گفت :
وَ إِذْ فَرَقْنا
بِكُمُ الْبَحْرَ ( 50 / بقره ) « 1 » .
فِرْق : قطعه و تكهاى جدا شده ، و از اين معنى است واژه - فِرْقَة - در مورد جمعيت و گروهى كه از ديگر مردمان جدا و بريده شدهاند .
در مورد آشكار شدن سپيده دم و صبح گفته مىشود : فَرَقُ الصبحِ و فلق الصبح .
در آيه :
فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ
كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ ( 63 / شعراء ) « 2 » .
فَرِيق . جماعتى جدا و پراكنده از ديگران در آيات زير :
وَ إِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقاً
يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتابِ ( 78 / آل عمران ) .
فَفَرِيقاً
كَذَّبْتُمْ وَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ ( 87 / بقره ) .
فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ
( 7 / شورى ) « 3 » .
إِنَّهُ كانَ فَرِيقٌ مِنْ عِبادِي
( 109 / مؤمنون ) « 4 » .
هامش
( 1 ) خطاب به بنى اسرائيل و يكى از استثناهاى لطيف خلقت و معجزه براى حضرت موسى است مىگويد به ياد آريد وقتى كه آب دريا را براى نجات شما از چنگال فرعون از هم جدا و باز كرديم .
( 2 ) سپس دريا شكافته شد و دو قسمتش چون كوهى عظيم بود .
و ( 4 ) دو آيه فوق اشاره به گروه مؤمنين و ديگر گروهى است كه در دنيا با عدم ايمان و الحاد پيشگى كار گستاخى را بجايى ميرسانند كه مؤمنين را استهزاء مىكنند و پس از ديدن عذاب مىگويند : پروردگارا ما را به دنيا باز گردان تا كارهاى ناشايسته گذشتهمان را جبران كنيم به آنها گفته مىشود مگر شما همان كسان نبوديد كه هر گاه انسانهايى مىگفتند ، خداوندا ايمان آورديم ، از گناهانمان در گذر و ما را مورد رحمتت قرار ده كه تو نيكوترين رحمت كنندگانى ، و شما به چنين كسان مىخنديديد و امروز پاداشتان را مىبينيد و مؤمنين نيز بخاطر پايدارى و ثبات .