مختلف ذبحش جايز است ولى گاو مسن و پير در هر حال بخشيدنش درست است و لذا - فارض - اسمى و اصطلاحى اسلامى است .
فرط
: فَرَطَ ، يَفْرُطُ : وقتى گفته مىشود كه كار كسى پيشاپيش با قصد و هدف انجام شود و از اين معنى است واژه :
فَارِط : آبى كه براى اصلاح دلو ابتداء در آن ريخته مىشود تا شسته شود .
فَارِطٌ و فَرَطٌ : هر دو در اين مورد گفته مىشود و از اين معنى سخن پيامبر عليه السّلام است كه فرمود :
« أنا فَرَطُكُمْ على الحوض » .
[ پيشتر از شما بر حوض وارد ميشوم ] و در باره .
فرزند كوچكى كه از دنيا ميرود پدر و مادرش مىگويند :
اللّهم اجعله لنا فَرَطاً : الهى او را براى ما اجرى و پيشداشتى قرار ده .
آيه :
أَنْ يَفْرُطَ
عَلَيْنا ( 45 / طه ) يعنى بر ما پيشى گيرد .
فرسٌ فُرُطٌ : اسبى كه بر خيل ستوران پيشى مىگيرد .
إِفْرَاط : زيادهروى در پيشى جستن است .
تَفْرِيط : اين است كه در رسيدن به هدف و مقصد در كارى كوتاهى شود مىگويند :
ما فَرَّطْتُ فى كذا : در آن كار كوتاهى نكردم ، در آيات :
ما فَرَّطْنا
فِي الْكِتابِ ( 38 / انعام ) .
ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ
( 56 / زمر ) « 1 » .
هامش
( 1 ) اى واى بر آنچه در پيشگاه خدا از دست دادم و تباه كردم .