و آيه :
إِنَّ الَّذِي فَرَضَ
عَلَيْكَ الْقُرْآنَ ( 85 / قصص ) يعنى عمل به آن را بر تو واجب گردانيده .
و از اين واژه به چيزى هم كه حاكم شرع از نفقه بر شوهر الزام مىكند -
هامش
حرف ( ر ) بخوانيم به دو وجه است يكى زيادتى معنى در آن و ديگرى : يعنى ، حدود احكام شرعيه را مفصلا بيان كرديم و روشن نموديم .
واژه - فرض - به غير از اين معانى كه در متن آمده به معانى ، 1 - نوعى خرما ، 2 - بخشش ، 3 - خواندن و قرائت هم هست ، مثل عبارت - فرضت جزئا : يعنى آن جزء قرآن را قرائت كردم ، و نيز به معنى سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هم هست . فرض :
سن ، بعضى گفتهاند : فرض رسول اللّه ، يعنى واجب و الزام كرده است و نيز فرض به معنى سپر و نيز فرض : سپاهى موظف و آشنا به وظيفه خويش . فارض : بزرگ از هر چيزى ، اين نظر ابن اعرابى است . لحية فارضة : ريش انبوه . أبو زيد مىگويد :
فرض به معنى عطيه است . ( تهذيب اللغه 12 / 14 ) ، شيخ طريحى در ذيل حديث « طلب العلم فريضة على كل مسلم و مسلمه » مىنويسد : شارحين اين حديث در بارهاش گفتههاى زيادى دارند و مراد از آن علمى است كه بر بندگان شناخت آن در قسمتهاى علوم ديگر و معرفت به آنها واجب شده است تحقيقش اين استكه درجات علمى شرعى سه قسم است ، 1 - واجب عينى ، 2 - واجب كفايى ، 3 - سنت .
واجب عينى انجام نميشود مگر با خود آن واجب و به اعتقاد و فعل و عمل بر ميگردد كه انجام آن بر فرد فرد لازم است و عبارت از چيزهايى است كه خداوند دانستن آنها را واجب يا منع كرده است و همينطور اقرار و اعتراف بامامت و امام و پيشوا براى رهبرى جامعه و تصديق به آنچه را كه از احوال دنيا و آخرت پيامبر آورده است و به تواتر ثابت شده است و همه اين امور به دليل آرامش يافتن نفس بر آنها بدست آوردنش جزمى و حتمى است و هر چه زايد بر آنها باشد از دلايل متكلمين .