تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
واجب كرده‌ايد و بر اين معنى مىگويند : فَرَضَ له فى العطاء - برايش بخششى معين كرده است و از اين معنى است كه بخشش يا عطيّه - را هم فَرْض ، و قرض و وام را هم فرض ناميده‌اند . فَرَائِض اللّه تعالى : آنچه را كه خداى تعالى به صاحبان آنها فرض كرده است . رجلٌ فَارِضٌ و فَرْضِيٌّ : مردى بصير و آگاه به حكم فرائض دينى . خداى تعالى گفت :
فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ
( 197 / بقر ) تا ( فى الحج - 197 / بقره ) يعنى كسى كه بر خود اقامه حج را معين كرده است ، اضافه شدن فرض حج بر انسان دلالت بر اين دارد كه حج در وقت معينى است . و آنچه را كه از زكات گرفته مىشود - فَرِيضَة - مىگويند ، در آيات :
إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ
( 60 / توبه ) تا
فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ
( 60 / توبه ) . و بر اين اساس از أبى بكر روايت شده است كه به بعضى از كارگزارانش در نامه‌اى نوشت : « هذه فريضة الصّدقة الّتى فَرَضَهَا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم على المسلمين » . [ اين فريضه ، صدقه يا زكاتى است كه رسول خدا بر مسلمين فرض كرده است ] . فَارِض : گاو پير ، در آيه :
لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ
( 68 / بقره ) . گفته‌اند ناميده شدن آن گاو به فارض براى اين بوده كه زمين را طى ميكرده و مىبريده يا براى اينكه كارهاى سخت و مشكل به او تحميل ميشده و نيز گفته‌اند - فَرِيضَة البقر دو گونه است : يا نوزاد و يا پير و مسن ، نوزاد گاو در حالات