تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
الفَرْش : پهن كردن جامه و پارچه . به مَفْرُوش - هم فَرْش و فِرَاش گفته مىشود ، در آيه گفت :
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً
( 22 / بقره ) . يعنى زمين را برايتان رام و ذلول كرد كه چون فرش ، زير پا و در اختيارتان هست و آن را در دسترس شما قرار داده است تا آرامش و استقرار در آن برايتان ممكن باشد . فِرَاش - جمعش - فُرُش است ، گفت :
فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ
( 34 / واقعه ) .
فُرُشٍ بَطائِنُها مِنْ إِسْتَبْرَقٍ
( 54 / الرحمن ) . و نيز - فَرْش - ستوران و چهارپايانى است كه سوار ميشوند ، خداى تعالى گويد :
حَمُولَةً وَ فَرْشاً
142 / انعام ) يعنى ستوران باربر و سوارى . يا ذبايح - ( مقاييس اللغه 4 / 487 ) . و بطور كنايه به هر يك از دو همسر - فراش - گفته‌اند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « الولد للفِرَاش » « 1 » .
هامش
( 1 ) حديث فوق گوياى حقيقتى است كه در همان قرن اول پس از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عظمت معنى و موردش به خوبى روشن شد ، چنان كه تمام مورخين از ( طبرى - يعقوبى - مسعودى - ابن اثير ) و فحول ادباء در آثارشان نوشته‌اند همين كه معاويه خواست زياد بن ابيه را برادر نسبى خود معرفى كند مسلمين حديث فوق را عليه او دانستند و عمل او را مخالفت با نص صريح حديث به جامعه مسلمين شناساندند ، زيرا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد : « الولد للفراش و للعاهر الحجر » يعنى فرزند از زن است ، و كسى كه با غير .