واژه فَرْد ، اگر در باره خداى تعالى گفته شود تنبيه و هشدارى است بر اينكه بر خلاف اشياء كه از آميزش و زوج بودن بوجود مىآيند او چنين نيست و فرد است چنان كه در باره اشياء خبر داده است كه :
وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ
( 49 / ذاريات ) گفتهاند : معناى فرد در باره خداى اين است كه او مستغنى و بىنياز از غير خود است چنان كه با آيه :
غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ
( 97 / آل عمران ) از آن معنى خبر داده است .
و هر گاه گفته شود او به يگانگى خويش منفرد است معنايش اين است كه او از هر تركيب و زوج بودن مستغنى است و آگاهى بر اين امر است كه وجود او بر خلاف تمام موجودات است .
فَرِيد يعنى واحد و يكه و تنها ، جمعش - فُرَادَى - است مثل اسير و أسارى ، در آيه :
وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى
( 94 / انعام ) « 1 » .
فرش
:
هامش
و با بيم و اميد خداى را مىخواندند و از فروتنان بودند ، اين آيات به خوبى مقدمات برگزيده شدن و استجابت دعا را نشان ميدهد و نيز مىفهميم كه جانشينى پيامبران را بايستى كسانى بعد از وفاتشان عهدهدار شوند كه در مسير پيامبران حركت كنند يعنى در نيكيها شتابان و از غرور و تكبر و فتنهها دور و خداى را با بيم و اميد بخوانند و در زمره فروتنان باشند .
( 1 ) اشاره به آغاز خلقت انسانها و بازگشتنشان است به ويژه خطاب به كفار ، مىگويد همانطور كه در آغاز خلقت تك تك آفريده شديد به قيامت نيز تك تك آمدهايد پس شركايى كه در دنيا داشتهايد ( معبودها ) و آنها را جدا از خود تصور نمىكرديد چه شدهاند .