وَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها
( 91 / انبياء ) « 1 » .
لِفُرُوجِهِمْ
حافِظُونَ ( 5 / مؤمنون ) « 2 » .
واژه - فَرْج - به صورت جمع و يا مفرد بطور استعاره براى مرزهاى كشور و هر جايى كه بيمناك باشد و بايد از دستبرد دشمن آن را حراست كرد به كار رفته است .
الفَرْجَان « 3 » : در كشور اسلامى بمرزهاى مرزداران ترك و سودان گفته شده .
در آيه :
وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ
( 6 / ق ) « 4 » يعنى شكافها و از هم جدا شدهها .
هامش
( 1 ) در باره حضرت مريم است كه دلالت بر عفت كامل و پاكيزگى نفس او دارد .
( 2 ) آيه اخير در باره مردان و زنانى است كه عفت مىورزند و خود را از آلودگيهاى نفسانى و شهوانى حفظ مىكنند و خداوند آن حالت را يكى از شرايط تحقق ايمان شمرده است و به گفته راغب چنان كسان ، انسانهائى برترند .
( 3 ) به گفته أبو عبد اللّه ياقوت حموى علت ناميدن مرزها به فروج ، اين است كه مرزها مسدود نيستند و همواره احتمال حمله دشمن در آن هست و در اين زمان ( قرن 7 و 8 ) به خراسان و سيستان « فرجان » گفته مىشود . ( اساس البلاغه 337 - معجم البلدان 4 / 246 - تهذيب اللغه 11 / 46 ) .
( 4 ) تمام آيه كه يكى از اشارات شكوهمند علمى قرآن است چنين است :أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنَّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ- 6 / ق ) آيا به آسمانى كه از نظر مكانى و زمانى و جسمى و عددى و منزلت برتر از ايشان است نمىنگرند كه چگونه آن را بنا كرده و با ستارگان زينت دادهايم و حدودى مسدود و بسته ندارد و در آن شكاف و فاصلهاى هم نيست ، از واژه فروج در اين آيه :
اولا - لا يتناهى و بىپايان بودن آسمان .
ثانيا - نبودن فاصله و جدايى و خلاء در جهان به خوبى دانسته مىشود كه جهان .