فتأ
: مىگويند : ما فَتِئْتُ افعل كذا و ما فَتَأْتُ - مثل اينكه مىگويى - ما زلت :
يعنى پيوسته آن را انجام مىدهم ، در آيه گفت :
تَفْتَؤُا
تَذْكُرُ يُوسُفَ ( 85 / يوسف ) « 1 » .
فجج
: الفَجُّ : دره و شكافى كه دو كوه آن را در ميان مىگيرد و در مورد راه فراخ و گشاده هم به كار ميرود ، جمعش - فجاج - است ، در آيات :
مِنْ كُلِّ فَجٍّ
عَمِيقٍ ( 27 / حج ) .
فِيها فِجاجاً
سُبُلًا ( 31 / انبياء ) :
فَجَج : فاصله ميان دو زانو .
هو أَفَجُّ من الفَجَجِ : زانوهاى او از دو فاصله زانوهاى باز و گشاد هم بيشتر است .
هامش
هيچيك از شما بگويد من برده و كنيزى دارم بلكه بايد بگوئيد دو فرزند پسر و دختر جوان دارم ، و اينچنين است كه نور اسلام بر جان و روان بردگان تاريخ نشست و آنها را در راه عظمت اسلام بسيج كرد و زير شلاق قدرتمندان استقامت ورزيدند و امروز مىبينيم قاره آفريقا و مستضعفين جهان ، اسلام را چون جان شيرين حمايت مىكنند .
( تهذيب اللغه 13 / 329 - مجمع البحرين 1 / 326 ) .
( 1 ) برادران يوسف پس از اينكه ديدند پدرشان يعقوب از اندوه دورى يوسف آه مىكشد و محزون است گفتند به خدا سوگند تو خود را از اينكه پيوسته او را ياد مىكنى به سختى بيمار يا هلاك ميكنى پاسخشان داد شكايت اندوه و حزنم را به خدا مىبرم و از خدا چيزها مىدانم كه شما نمىدانيد . بلى اين است دو چهرگى حسودان زشت كارى كه پس از خيانت خود را غمخوار نشان ميدهند و اين نيكوترين قصص سراسرش پردهها و فيلمهايى از حالات گونهگون روان انسان در پهنه تاريخ است .