گفته شده مقصود كليدهاى خزائن و دفينههاى او و يا مقصود از كليدها همان گنجينههاست « 1 » .
باب فَتْحٌ : درى گشوده شده و مَفْتُوح ، كه در تمام حالات باز است و واژه - غلق - نقطه مقابل آن است يعنى مغلوق و بسته شده روايت شده است كه .
« من وجد بابا غلقا وجد الى جنبه بابا فَتْحاً » « 2 » .
هامش
مردان توانا نيز دشوار بود قومش به او ميگفتند مغرور مباش كه خداى تبهكاران را دوست ندارد و با عذاب خداى كه فرو رفتن خود و گنجينههايش در قعر زمين بود به فرجام نكبت بارش رسيد .
( 1 ) زيرا كه حمل دفينهها و گنجها دشوار بوده نه كليدها كه از نوع تسميه كل به جزء و جزء به كل يا مكان به ذى مكان است ، مثل آيه :وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ( 82 يوسف ) كه منظور پرسش از اهل قريه است يا تعبير دست به آستين .
( 2 ) روايت فوق همانند اكثر احاديث و رواياتى كه تاكنون از طرف راغب ذكر شده درست تفسير آيات شريفه قرآن است و اين روايت تفسير آيهفَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً- 4 و 6 / انشراه ) است يعنى انسان در مقابل هر سختى و دشوارى و يا بطور ادبى در مقابل هر در بستهاى درب گشودهاى و آسايشى خواهد يافت به حقيقت قسم و به مربيان عالى مقام تربيت متعالى اسلام سوگند كه از نظر تربيتى و روانى و مفهومى از روايت فوق متعالىتر و شكوهمندتر در تاريخ و فلسفهها نمىتوان يافت ، روايتى است كه سراسر اميدوارى و روح و نيروى تلاش و كوشش به انسانها ميدهد و اين مفهوم را شعراى پارسى گوى ما با عبارات گونهگون بيان داشتند ، يكى مىگويد :در نااميدى بسى اميد است * پايان شب سيه سپيد استمولوى گويد :آنكه ترسد مرو را ايمن كند * هر دل ترسنده را ساكن كندصاحب مجمع البحرين در متن دعاى رمضان كه ابواب آسمان گشوده مىشود .