گفت :
رَبَّنَا افْتَحْ
بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ ( 89 / اعراف ) « 1 » و از اين معنى عبارت -
الْفَتَّاحُ
الْعَلِيمُ - است ، شاعر گويد :
و انّى من فَتَاحَتِكُم غنىّ « 2 » .
فتَاحَة : با ضمه و فتحه حرف ( ف ) حكم و داورى است .
آيه :
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ
( 1 نصر ) كه در معنى اين آيه احتمال نصرت و پيروزى و داورى و حكم هر دو هست و همينطور آنچه را كه خداى تعالى از معارف بر انسان مىگشايد ، و بر اين اساس آيات :
نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ
قَرِيبٌ ( 13 / صف ) .
فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ
( 56 / مائده ) .
وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْفَتْحُ
( 28 سجدة ) .
قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ
( 29 سجدة ) معنى آيه اخير :
هامش
( 1 ) سخن و دعاى حضرت شعيب پيامبر عليه السّلام است كه مىگويد : ميان ما و قوممان حكم فرما و تو نيكوترين گشاينده مشكلات و داوران هستى .
در نهج البلاغه هم آيه فوق در همين معنى يعنى حكم و داورى كردن آمده است : آنجا كه در جنگ و محاربه به دشمنان برخورد نمودند كه مىفرمايد : اللهم قد صرح مكنون الشنآن و جاشت مراجل الاضغان : پروردگارا به حقيقت كه مكنونات و پنهانيهاى عيب جويان روشن و آشكار شد و دلهاى پر از كينه دشمنان به هيجان آمد خداوندا تو ميان ما و اين قوم به حق حكم فرماى كه تو بهترين داوران و گشايندگان راه حقى . ( ص 273 - دعاى 15 ) .
( 2 ) مصراع فوق از شعر اسعر جعفى است كه مىگويد :الا ابلغ بنى عوف رسولا * بانّى عن فتاحتكم غنىبسوى بنى عوف رسول روانه كن كه به آنها ابلاغ كند من از حكم و داوريهاى شما بىنيازم كه به صورت -ألا من مبلغ عمرا رسولا- نيز روايت شده است .