تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 2

مساهمون:

ص٢
يعنى گشايش داديم و گفت :
لَفَتَحْنا
عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ ( 96 / اعراف ) . يعنى خيرات و بركات بر ايشان روى آورد . ( چنانچه مردمان ايمان آورده و پرهيزكار ميشدند ، درهاى بركات آسمان و زمين را بر آنها ميگشوديم و لكن آيات و پيامبران را تكذيب كردند و آنها را به كيفر كردار زشت‌شان رسانديم ) : 2 - گشودن مشكلات و دشواريهاى علوم ، مثل عبارت : فلان فَتَحَ من العلم بابا مغلقا : او درى كه از علم بود گشود و دشواريش را بر طرف كرد . در آيه :
إِنَّا فَتَحْنا
لَكَ فَتْحاً مُبِيناً ( 1 / فتح ) . گفته شده مقصود فتح مكه است و بلكه مقصود گشايش راه علوم و هدايت‌ها بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است كه وسيله‌اى براى رسيدن به ثواب و مقامهاى شايسته و پسنديده است و سبب آمرزش و غفران ذنوب او بوده . فاتِحَة كلّ شىء : آغاز هر چيزى است كه ما بعد آن با آن آغاز ، باز و گشوده مىشود و از اين معنى است عبارت - فاتحة الكتاب [ سوره حمد ] ، كه اينطور ناميده شده . افْتَتَحَ فلان كذا : وقتى است كه كسى به چيزى آغاز كند . فَتَحَ عليه كذا : زمانى است كه به او خبر دهد و او بر آن آگاهى يابد . در آيات :
أَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ
( 76 / بقره ) « 1 » .
ما يَفْتَحِ
اللَّهُ لِلنَّاسِ ( 2 / فاطر ) . فَتَحَ القضيّة فِتَاحاً : كار را در آن مورد فيصله داد و دشواريش را بر طرف نمود .
هامش
( 1 ) آيا از آنچه را كه خدا بر شما آگاهى داده است با آنها گفتگو مىكنيد .