واژه كَتْب و كِتَاب - در سخن معمولى مردم يعنى متصل كردن بعضى از حروف به بعض ديگر با خط و نوشتن و بيشتر در مورد چيزى كه بعضى از آن لفظا به بعضى ديگر ضميمه شده به كار ميرود ، پس اصل در كتابت يا نوشتن منظم نمودن خط است ولى هر كدام از اين معانى [ پيوستن حروف و لفظ يا عبارت ] در مورد يكديگر استعاره مىشود و لذا كلام خدا هر چند كه نوشته نشده باشد كتاب ناميده مىشود ، مثل آيات :
الم ذلِكَ الْكِتابُ
( 1 / بقره ) .
قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ
( 30 / مريم ) .
كِتَاب - در اصل مصدر است سپس نوشتههاى درون كتاب هم كتاب ناميده شده و همچنين كتاب در اصل اسمى است براى صحيفه يا مطالبى كه در آن نوشته شده .
در آيه :
يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً
مِنَ السَّماءِ ( 153 / نساء ) پس مقصود صحيفهاى است كه در آن نوشته باشند و لذا گفت :
وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً فِي قِرْطاسٍ . . . .
( 7 / انعام ) .
مصدرهاى اثبات ، تقدير ، ايجاب ، فرض ، عزم - هم به كِتَابَة تعبير ميشوند « 1 » وجه و تعبير اين گونه سخن اين است كه نخست چيزى اراده مىشود سپس گفته مىشود و بعد نوشته مىشود ، پس اراده آغاز و مبدأ نوشتن است و كتابة يا نوشتن پايان آن اراده است بنا بر اين تعبير نوشتن يا كتابت پايان مراد و هدفى است كه
هامش
( 1 ) بگفته ابن فارس واژه - كتاب - به معانى - امر واجب - حكم و فرمان - آئين استوار و ارزشمند - و تقدير است و لى راغب رحمه اللَّه معانى - اثبات و استدلال و عزم و اراده يا قصد و هدف را هم اشاره كرده است ( مقائيس 5 / 159 ) .