قَصَمْتُهُ » « 1 » .
خداى تعالى گفت :
قالُوا أَ جِئْتَنا لِتَلْفِتَنا عَمَّا وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا وَ تَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِياءُ فِي الْأَرْضِ
( 78 / يونس ) « 2 » .
هامش
( 1 ) در توجيه اين حديث گفته شده : « العز رداء اللَّه و كبرياء ازاره » يعنى عزت و بزرگى رداى خداست و كبرياء و شكوه از ان اوست ، زيرا همه آفرينش را مىپوشاند ترجمه حديث چنين است :
شكوه و كبرياء يا احسان و عطيه و عظمتم پوشاننده و غفران من است و كسى كه در يكى از اين دو به ستيزه جويى و نزاع و همسنگى با خدا برخاست يعنى براى خود كبرياء و عظمت قائل شد و ادعاى خدايى كرد او را ذليلانه در هم مىشكنم .
( مجمع البحرين 1 / 181 ) .
اشاره اين حديث به صحنههاى تاريخى خونبار ستمگران و فرعونهاى هر عصر و زمانى است كه خود را با اسارت ميليونها انسان مالك الرقاب مردم و خداى جهانيان مىدانند همه را گردنگزار ستمها و گمراهيهاى خود مىخوانند تاريخ و زمانه گواهست كه اينان سر انجام با چه ذلتى سر در خاك زبونى و مذلت نهادهاند يكى در لجنزار دريا غرق شده و ديگرى كه با سرمايههايى از طلا و جواهرات ، بهشتى ساخته بود هنوز گام در آن ننهاده مگسى هلاكش كرد و آن سومى كه هزاران نمونه دارد شبانه تصميم به چپاولگرى و خونخوارى گرفت كه ناگهان دست اجل از كاخش به خاكش رساند و على عليه السّلام چه زيبا فرمود كه : عرفت اللَّه بفسخ العزائم و بعد الهمم - يعنى خداى را به شكستن مقاصد ستم پيشگان و از بين بردن و دور نمودن تصميمات و آرزوها شناختم .
( 2 ) سخن فرعونيان است به موسى و هارون كه مىگويند آيا شما سوى ما آمدهايد تا از آئينى كه پدرانمان را بر آن يافتهايم دور و منصرف كنيد و كبرياء و بزرگى در اين سرزمين يكسره از آن شما شود ؟ ! .