باشد و انسان بيش از شخصيت خويش آن بزرگى را طلب كند و نخواهد بزرگش بدانند و اين حالت عامه مردم است ، مثل آيات :
فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ
( 72 / زمر ) « 1 » ،
كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ
جَبَّارٍ ( 35 / غافر ) .
پس كسى كه با تكبر در معنى اول آن وصف شود پسنديده است « 2 » و كسى كه با صفت دوم وصف شود ناپسند است ولى آيه زير دلالت دارد بر اينكه اگر انسانى با واژه تكبر توصيف شود و مذموم هم نباشد صحيح است ، و در آيه :
سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ
فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ .
( 46 / اعراف ) « 3 » .
هامش
( 1 ) يعنى چه زشت و ناپسند است جايگاه فكرى ، شخصيتى ، روحى ، دنيايى و دوزخى كه جايگاه ابدى اوست .
( 2 ) در حديثى از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله است كه فرمود : « التكبر مع المتكبر صدقة » مؤمن در برابر كسى كه به غير حق تكبر مىورزد خود را زبون و خوار نمىكند بلكه در اين مورد بزرگى و تكبر حق اوست و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله آن را بخشش و صدقه كه پاداش هم دارد معرفى نموده .
( 3 ) به زودى از كسانى كه در آن سرزمين فخر و بزرگى مىجويند و تكبر مىورزند آيات خويش برگردانم زيرا هر آيهاى كه ببينند بدان ايمان نمىآورند و اگر راه رشد ببينند آن را اتخاذ نمىكنند و آن راه را در پيش نمىگيرند ولى هر گاه راه گمراهى ببينند آن را اتخاذ مىكنند كه در اين آيه نشانههايى و صفاتى از متكبرين به غير حق بيان شده و چنان كه راغب رحمه اللَّه مىگويد مفهوم مخالف هم دارد يعنى متكبرينى كه شايسته بزرگىاند و راهى جز حق در پيش نمىگيرند بلكه به آيات خدا ايمان دارند و در راه رشد هستند و راه ضلالت و گمراهى را اتخاذ نمىكنند و اينان با عزتند و بزرگوار و به حق شايسته تكبر و بزرگى .