تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
است كه هر سه واژه به يك معنى است [ قام ، ثبت ، ركز ] . و آيه :
وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ
إِبْراهِيمَ مُصَلًّى ( 125 / بقره ) يعنى در مقام ابراهيم كه مكانى معين در كعبه است نماز بپاى داريد ، اين آيه براى اينستكه همواره خاطره خدا پرستى و بت‌شكنى ابراهيم در خاطره‌ها زنده بماند . قام فلان مقام فلان : وقتى است كه كسى نايب و جانشين ديگرى شود ، در آيه :
فَآخَرانِ يَقُومانِ
مَقامَهُما مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْأَوْلَيانِ ( 107 / مائده ) « 1 » . و آيه :
دِيناً قِيَماً
( 161 / انعام ) يعنى دينى ثابت كه حفظ كننده و ارزش دهنده امور معاش و معادشان است كه - قيما - بدون تشديد هم خوانده شده و در آن صورت از - قيام - است . و نيز گفته شده - قيما - صفت است مثل : قومٌ عِدًى ، مكانٌ سِوًى ، لحمٌ رِذًى و ماءٌ رِوًى : [ مردمى دشمن خو ، مكانى هموار و پرداخته و گوشتى لاغر و آبى گوارا . ] و بر اين اساس آيات :
ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ
( 36 / توبه ) .
وَ لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً قَيِّماً
( 2 / كهف ) .
وَ ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ
( 5 / بينه ) . واژه قَيِّمَة - اسمى است براى امتى كه به قسط قيام كرده‌اند و در آيه :
كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ
( 110 / آل عمران ) به آنها اشاره شده است .
هامش
( 1 ) اگر دو شاهدى كه گواه بر وصيت بوده‌اند خيانت كردند دو نفر ديگر كه گواه بوده و شايسته باشند بجاى آنان قرار گيرند .