در حقيقت - مقامة - اسمى است براى مكان هر چند كه بجاى اهل آن مكان قرار گرفته مثل سخن شاعر كه گفته است :
و استبّ بعدك يا كليب المجلس .
كه در اين شعر - مستبيّن - يعنى هجو كنندگان و ناسزاگويان را مجلس ناميده است .
اسْتِقَامَة : در مورد راهى است كه بر يك خط هموار و استوار است كه گفتهاند ، طريق حق هم به آن تشبيه شده است ، مثل آيات :
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
( 6 / فاتحه ) .
أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً
( 153 / انعام ) .
إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
( 56 / هود ) .
اسْتِقَامَة الأنسانِ : ملتزم شدن انسان براى بودن در راه راست ، در آيات :
إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا
( 30 / فصلت ) .
فَاسْتَقِمْ
كَما أُمِرْتَ ( 112 / هود ) .
فَاسْتَقِيمُوا
إِلَيْهِ ( 6 / فصلت ) .
الإِقَامَةُ فى المكان : ثابت بودن در آن مكان .
إِقَامَةُ الشّيءِ : اداء كردن حق آن چيز و وفا نمودن به حق آن .
هامش
و فيهم مقامات حسان وجوههم * و أندية ينتابها القول و الفعليعنى در ميانشان جماعاتى از بزرگان با چهرههاى نيكو شناخته شده است و همچنين سخاوتمندانى در ميان آنها وجود دارند كه گفتار و كردارشان در سخاوت و بزرگى جاى يكديگر قرار مىگيرد و پياپى انجام مىشود ( لسان العرب 12 / 506 ) .