مصدر قِلْتُ يعنى در نيمروز خوابيدم و استراحت كردم ، قَيْلُولَة - است و نيز ( قيلولة ) جاى خوابيدن .
و نيز - قِلْتُهُ في البيع قِيلًا و أَقَلْتُهُ و تَقَايَلَا : بعد از معامله و خريد و فروش آن را فسخ كردم و بهم زدم .
قوم
: قَامَ ، يَقُومُ ، قِيَاماً : به پا خاست و برخاست .
قَائِمٌ : به پا خاسته .
أَقَامَ بالمكان إِقَامَةً : در آنجا اقامت گزيد . اسم فاعلش - قائم - است .
« قِيَام » بر چهار گونه است :
اول - قيام كردن و برخاستن با جسم و بدن ، قهرا و بناچار .
دوم - قيام كردن و برخاستن با جسم و بدن ، اختيارا .
سوم - قيام براى چيزى كه همان عمل مراعات و حفظ و نگهدارى آن است .
چهارم - قيام كردن به قصد انجام چيزى و كارى .
1 - قيام قهرى ، مثل آيات :
قائِمٌ وَ حَصِيدٌ
( 100 / هود ) « 1 » .
ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً
عَلى أُصُولِها ( 5 / حشر ) « 2 » .
2 - و اما قيامى كه در معنى بپاخاستن اختيارى است ، در آيات :
هامش
( 1 ) از شهرهاى امتهاى گذشته كه هلاك شدهاند بعضى باقىاند و برپا و بعضى ويران شده است .
( 2 ) هر خرمايى و نخل پربارى را كه بريديد يا بر ريشههايش بجاى گذاشتيد و قطع نكرديد .