قيل
: در آيه :
أَصْحابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقِيلًا
( 25 / فرقان ) « 1 » .
هامش
پس واژه قول تعبير كننده اعتقاد و باورها است و از كلام به اعتقاد نزديكتر است .
و نيز گفته شده - قول - در سخنان خير و شر هر دو به كار ميرود ، اما ( قيل و قال ) تنها مخصوص سخنان شر برانگيز است .
ابو زيد انصارى مىگويد : قول پنج صورت دارد مثل : ما احسن قيلك و قولك و مقالتك و مقالك و قالك - كه همه در يك معنى است يعنى سخن تو چقدر خوب و نيكو است .
قال ، يقيل ، قيلولة - هم خواب نيمروز است . مقيل : جاى خوابيدن روز .
ازهرى مىگويد : قيلولة و مقيل استراحت در روزهائى است كه گرما شدت دارد هر چند كه نخوابند به اين دليل كه در آيه :خَيْرٌ مُسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقِيلًا24 / فرقان ) منظور استراحت بهشتيان است زيرا در بهشت خواب نيست .
در حديثى آمده است كه « قيلوا ، فان الشياطين لا تقيل » استراحت كنيد كه شياطين استراحت نمىكنند . ( لسان العرب 11 / 578 - تهذيب اللغه ) .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از ( قيل و قال ) نهى نموده است گوئى كه همان نجواى زياد است كه سودى ندارد چنان كه در قرآن فرمود :لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ- 4 / 113 ) ، واژه قول بطور مجاز در معانى زيادى به كار ميرود مثل : قال برأسه :
اشاره كرد ، قال برجله : راه رفت ، قال بالماء : بر دستش زد .
ابن انبارى مىگويد : قال بمعنى : 1 - سخن گفت ، 2 - روى آورد ، 3 - ميل كرد و متمايل شد ، 4 - زد 5 - استراحت كرد ، 6 - غلبه كرد هست و از اين معنى است عبارت - قالت له العينان سمعا و طاعة - يعنى اشاره كرد . ( مجمع البحرين 5 / 458 ) .
( 1 ) بهشتيان نيكوترين جايگاه و استراحتگاه را دارند .