و در آيه :
إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ
( 8 / ذاريات ) يعنى شما در مورد بعث و قيامت در قولى مختلف و گونهگون هستيد ، پس بعث يا برانگيختن پس از مرگ را از اينجهت قول ناميده كه گفتار مورد بحث آنها در مورد قيامت سخنى بيش نيست چنان كه هر چيز مذكور و يادآورى شدهاى را هم ذكر گويند .
در آيه :
إِنَّهُ لَقَوْلُ
رَسُولٍ كَرِيمٍ وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ ( 40 / حاقه ) قول و گفتن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از اينجهت به رسول نسبت داده شده كه ( قول ) صادر شده از ( رسول ) به تو كه از سوى فرستندهاش آن را به تو تبليغ مىكند ، صحيح كه گاهى آن قول را به رسول يا پيامبر نسبت دهى و گاهى به رساننده به آن رسول [ خداوند يا جبرئيل ] و هر دو صحيح است .
پس اگر گفته شود آيا در اين صورت درست است كه شعر و خطبه به راوى آنها نسبت داده شود ؟ همانطور كه به گوينده و سراينده آن منسوب مىشود ؟
گفتهاند بلى درست است كه بگويند اين شعر و خطبه قول و سخن راوى است ولى صحيح نيست كه بگويند شعر و خطبه از راوى است زيرا واژه ( شعر ) زمانى بر قول و سخن قرار مىگيرد كه بر شكلى مخصوص باشد و در آن تركيب و شكل مخصوص شعرى براى راوى نيست ولى قول و سخن همان قول راوى است همانطور كه قول صاحب شعر كه از او روايت شده نيز است و در سخن خداى تعالى كه :
إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
( 156 / بقره ) .
عبارت - قالوا - بيان لفظى و گفتن تنها در حال ( مصيبت ) منظور نيست بلكه آن چيزى منظور است كه با اعتقاد و عمل همراه باشد .
مِقْوَلٌ : زبان ، رجلٌ مِقْوَلٌ يا منطيق و قَوَّالٌ و قَوَّالَةٌ : همه به معنى شخص