تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
پس آنچه كه در اعتقادشان هست همچون قول قرار داده و بيان كرده است . سوم - واژه قَوْل براى اعتقاد محض ، مثل عبارت : فلانٌ يَقُولُ بِقَوْلِ أبى حنيفة : او بنا به اعتقاد ابو حنيفه سخن مىگويد و عقيده‌مند است . چهارم - واژه قَوْل براى دلالت بر چيزى ، مثل سخن شاعر كه :
امتلأ الحوض و قَالَ قطني .
[ حوض پر شد و دلالت دارد بر اينكه مرا بس است . ] پنجم - قَوْل در معنى توجه درست و صادق به چيزى ، چنان كه مىگويى : فلان يَقُولُ بكذا : او به درستى به آن چيز توجه مىكند . ششم - قَوْلُ را علماء منطق و نه غير ايشان در معنى - حد - به كار مىبرند مىگويد : قول الجوهر كذا و قول العرض كذا : يعنى حد جوهر و حد عرض . هفتم - به كار رفتن قَوْل در معنى الهام مثل :
قُلْنا
يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ ( 68 / كهف ) « 1 » . اين گونه گفتن به صورت الهام بوده كه آن را قول ناميده است و گفته‌اند در آيه :
قالَتا
أَتَيْنا طائِعِينَ ( 11 / فصلت ) . اين گونه گفتن هم در مورد زمين و آسمان به صورت تكوينى و تسخيرى از سوى خداى تعالى است نه به خطاب نمودن ظاهرى كه بر آنها وارد شده باشد
هامش
( 1 ) سخن با ذو القرنين است كه با رسيدن به سرزمين نژاد زرد و قسمت مغرب كه تصور او بود خداوند مىگويد به ذو القرنين الهام كرديم يا آنها را .
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 263 | الراغب الأصفهاني / غلامرضا خسروى حسينى