قَهْقَرَى : به عقب برگشتن و وارونه راه رفتن ( راه رفتن خرچنگى ) « 1 » .
قوب
: القَابُ : فاصله ميان دسته كمان و سر كمان ، در آيه :
فَكانَ قابَ
قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى ( 9 / نجم ) « 2 » .
قوت
: القُوتُ : چيزى است از خوراكى كه انسان و جان او را برپا ميدارد و حفظ مىكند جمعش أَقْوَات است ، خداى تعالى گفت :
وَ قَدَّرَ فِيها أَقْواتَها
( 10 / فصلت ) « 3 » فعل اين واژه :
قَاتَهُ يَقُوتُهُ قُوتاً : خوراكش داد .
أَقَاتَهُ يُقِيتُهُ [ باب إفعال ] : برايش خوراكى و هر چه كه غذايش مىشود آماده كرد ، در حديثى آمده است :
« إنّ أكبر الكبائر أن يضيع الرجل من يَقُوتُ » « 4 » .
هامش
( 1 ) در حديثى در باره بنى اميه هست كه : يضلون الناس عن الصراط القهقرى با فتحه دو ( ق ) يعنى حركت به عقب و برگشتن از رشد و حق به ضلالت يعنى بنى اميه مردم را از هدايت به گمراهى مىبرند ( مجمع البحرين 3 / 465 ) .
( 2 ) فاصله جبرئيل با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به اندازه طول دو كمان يا كمتر بود .
( 3 ) اشاره به آفرينش زمين و ايجاد خوراكيها در آن است مىگويد : پس از قرار دادن كوهها در زمين و بركت نهادن در آن خوردنيهاى آن را مقدر كرد .
( 4 ) اين حديث در مآخذ ديگر به صورت « كفى بالمرء اثما ان يضيع .