تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤

قني

: خداى تعالى گويد :
أَغْنى وَ أَقْنى
( 48 / نجم ) يعنى چيزى را كه در آن بىنيازى هست مىبخشد و همچنين آنچه را كه بدست مىآيد و كسب مىشود
هامش
شهود است . قنوع : سؤال كردن با ذلت است . ابن برى مىگويد : قانع و قنع و قنوع - بيك معنى است يعنى خرسند و راضى . بعضى گفته‌اند - قنوع - مصدر است و - قانع - اسم فاعل يعنى راضى ، در حديثى هست كه : « القناعة كنز لا ينفد » خرسندى و قناعت گنجى است كه تمام نميشود ، و نيز روايت شده كه « عز من قنع و ذل من طمع » زيرا قناعت پيشه ذلت طلب و سؤال را بر خود نمىپسندد و پيوسته عزيز و ارجمند است . و باز روايت شده كه : « خير الغنى القنوع ، و شر الفقر الخضوع » نيكوترين ثروت و بىنيازى قناعت است . و بدترين فقر و نيازمندى تن به ذلت دادن ، و نيز گفته‌اند : القانع خادم القوم ، و اقنع فلان رأسه : ديدگانش را به بالا متوجه كرد و سرش را بلند كرد . و آيه :مُقْنِعِي رُؤُسِهِمْ- 43 / ابراهيم ) از همين معنى بلند كردن سر است كه به چپ و راست خود متوجه نيستند و مستقيما به جلو نگاه مىكنند . قناع : طبق ميوه است . ( نهج البلاغه - لس 8 / 299 - مجمع البحرين 4 / 384 ) گفته‌اند : العز فى القناعة و الذل فى القنوع - يعنى عزت در خرسندى و قناعت است و خوارى در سؤال براى مال - جواب مقنع : پاسخى قانع كننده . اقنع صوته : بانگ برداشت . ( اساس البلاغه 794 ) .
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 254 | الراغب الأصفهاني / غلامرضا خسروى حسينى