يعنى شكسته شده - نقض - گويند .
واژه قَلَم مخصوص نوشتن بر چيزى است كه به وسيله قلم نوشته مىشود و نوشتن بر تيرهايى كه پرتاب مىكنند . جمعش - أَقْلَام - است « 1 » ، خداى تعالى گفت :
ن وَ الْقَلَمِ
وَ ما يَسْطُرُونَ ( 44 / آل عمران ) .
وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ
( 27 / لقمان ) .
و آيه :
إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ
( 44 / آل عمران ) يعنى تيرهاى خود را مىافكنند « 2 » .
و سخن خداى تعالى كه :
عَلَّمَ بِالْقَلَمِ
( 4 / علق ) هشدار و تنبيهى است بر يادآورى نعمتى كه خدا بر انسان ارزانى داشته و نيز آن بهرهها و فوائدى كه از نوشتن به انسان بخشيده است و همچنين اشاره است به آنچه كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله
هامش
( 1 ) بنا به نوشته مورخين مثل ابن اسحاق و اين قتيبه ، قبل از اسلام در ميان جنگاوران و تيراندازان كشورها رسم بود بر روى تيرهايى كه دشمن را با آنها ميزدند و آنها را ( اقداح و اقلام ) مىناميدند ، نام تيرانداز يا كلماتى كه به پندار آنها خوش يمن يا بديمن بوده مىنوشتند و با در آوردن يكى از آنها به صورت قرعه از تيردان براى پرتاب نمودن خوش بين مىشدند مثل كلمات - اضرب : بزن ، لا تضرب : نزن و امثال اينها يا نام بزرگانى كه خوش نام يا بد نام بودند مثلا اگر اسم زنانشان در مىآمد مىگفتند خير است . اضرب ذلك : زن آن ، آن را بزن ( عيون الاخبار 149 - كتاب الحرب ج 1 ابن قتيبه - سيره ابن هشام ) .
( 2 ) مربوط به كسانى از احبار و علماء يهود است كه مىخواستند سرپرستى حضرت مريم عليه السّلام را به عهده بگيرند و براى رفع مخاصمت و كشمكش تيرهاى خويش بيفكندند تا قرعه به نام كه درآيد و چه كسى متكفل او شود .