تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
مُقْعَد : كسى كه از كار ادارى بازنشسته شده و نيز كسى كه از برخاستن و قيام به خاطر گذراندن مدت خدمت بازمانده و ناتوان است . و نيز - مُقْعَد - كركسى كه براى شكار و كندن پرهايش مسمومش كرده‌اند ، جمعش - مُقْعَدَات - كه به همان معنى فوق تشبيه شده است و غوك و قورباغه و همينطور پستان فرو نشسته كه به صورت حيوان از كار افتاده تصوير شده است . و همچنين - مُقْعَد - كنايه از شخص پست است كه از كرامت‌ها و مكارم باز مانده است . قَواعِدُ البِنَاءِ : بنيان و بناى ساختمان ، خداى تعالى گفت :
وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ
مِنَ الْبَيْتِ ( 127 / بقره ) . قَوَاعِدُ الهودجِ : چوبهاى پايه كجاوه كه مثل پايه و بنيان بناهاست .

قعر

: قَعْرُ الشيءِ : قسمت پائين و پايان چيزى . در آيه :
كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ
( 20 / قهر ) يعنى نخلى كه ريشه‌اش رونده در ژرفناى زمين است . بعضى از علماء گفته‌اند - انْقَعَرَتِ الشجرةُ : يعنى درخت از ريشه‌اش كنده شد . و نيز گفته شده معنى - انقعرت : فرو رفتن ريشه درخت در زمين است ، جز اين نيست كه خداى تعالى اراده كرده است به اينكه آن قوم از بن برافتند همانگونه كه نخل‌ها بريده و كنده مىشود و ريشه‌اش به قعر زمين ميماند و قرار مىگيرد و سپس اثرى و نشانه‌اى از آن در سطح زمين بر جاى نمىماند . قصعةٌ قَعِيرَةٌ : كاسه‌اى كه زياد گود است .
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 228 | الراغب الأصفهاني / غلامرضا خسروى حسينى