كمين كردن در راهها براى كارى يا چيزى نيز با واژه - قعود - تعبير مىشود مثل آيه :
لَأَقْعُدَنَّ
لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ( 16 / اعراف ) .
و در آيه :
إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ
( 24 / مائده ) به انتظار مىمانيم .
و آيه :
عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ
( 17 / ق ) فرشتهاى كه مراقب و حافظ اوست و هر چه كه بر سود و زيان انسان باشد مىنويسد .
واژه قَعِيد - در مفرد و جمع هر دو به كار ميرود و نيز - قَعِيد - حيوانى است وحشى كه بدون وسيله دفاع و بدون شاخ است نقطه مقابل آن - نطيح - يعنى حيوان شاخدار است [ و نيز - نطيح - حيوانى كه از شاخ زدن مرده است ] .
قَعِيدَكَ اللّهَ و قِعْدَكَ اللّهَ : كلمه دعا و استعطاف است ، يعنى طلب عطوفت و مهربانى به اين معنى كه از خداى مىخواهيم كه حفظ و توبهاش را همراهت گرداند .
قَاعِدَةٌ : كسى كه از دشتان و ازدواج بازنشسته شده ، جمعش - قَوَاعِد - است ، در آيه :
وَ الْقَواعِدُ
مِنَ النِّساءِ ( 60 / نور ) .
هامش
غنيمتهاى فراوانى است و سپس مىگويد :وَ الْمُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ- 95 / نساء ) كه بايستى چنان كسانى از مال و جان خويش در راه خداى دريغ نورزند و مومنى را به قتل نرسانند .