تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
و گفت :
لِيَقْطَعَ
طَرَفاً ( 127 / آل عمران ) يعنى گروهى از ايشان را هلاك كند . قطع دابر الانسان : همان از بين بردن نوع انسان است ، در آيات :
فَقُطِعَ
دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا ( 45 / انعام ) .
أَنَّ دابِرَ هؤُلاءِ مَقْطُوعٌ
مُصْبِحِينَ ( 66 / حجر ) .
هامش
مقدارى است كه زكات بر آن واجب نيست . و در حديثى ديگر آمده است كه مردى حضور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمده و گفت - من شاعرم ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به بلال فرمود - يا بلال اقطع لسانه ، فاعطاه اربعين درهما يعنى اى بلال زبانش كوتاه كن او هم چهل درهم بان مرد بخشيد - خطابى ميگويد اين مرد كسى بود كه حقى در بيت المال داشت و با شعر نياز خويش اظهار كرده بود فاعطاه لحقه او لحاجته لا لشعره - ( النهايه 4 / 84 ابن اثير ) . اقطاع - هم واگذارى زمين يا معدن از سوى حكومت به مردم است زمين‌هائى محدود و معين بود كه به مالكيت كسى درميآيد و بعد از فوت صاحبش به ورثه‌اش ميرسد بر خلاف طعمه - كه آن هم زمين‌هائى است واگذارى ولى فقط تا زمان حيات صاحبش در اختيار اوست ، اقطاعات تاريخ مفصلى دارد كه خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هم واگذار مينموده ، زمين‌هاى بايرى بوده تا مالكين آنها را آباد كنند يا زراعت و يا بنا و ساختمان و ايجاد قنوات ، سه قسم اقطاع هست 1 - اقطاع ارفاق 2 - اقطاع سكونت 3 - اقطاع تملبك و اگر در آبادانى يا زراعت آنها كوتاهى شود حكومت اسلامى آنها را بازپس گرفته به ديگرى واگذار مىكند ، البته خلفا بعدها اين اقطاعات را به اطرافيان خود ميدادند به ميل خود واگذار و يا پس ميگرفتند . ( خوارزمى فصل 6 ص 60 - مفاتيح العلوم - ماوردى فصل 17 ص 190 تا 197 الاحكام السلطانيه قلقشندى ج 13 / 104 صبح الاعشى - ازهرى 1 / 189 تهذيب اللّه - قاضى ابو يوسف ص 24 كتاب خراج ) .