كه نوشته شده و يا چيزى كه در آن نوشته شد به كار ميرود سپس تحقيقا مكتوب - قطّ - ناميده مىشود همانطور كه كلام را كتاب ناميدهاند هر چند كه آن كلام مكتوب و نوشته شده نباشد .
اصل - قِطّ - چيزى است كه از پهنا بريده شده چنان كه - قد - چيزى است كه از درازا بريده شده .
قِطّ : سهم و بهره و نصيبى كه تقسيم شده است ، گويى كه آن بهره - قُطَّ - يعنى تقسيم شده است .
ابن عباس ( رض ) -
قِطَّنا
- را در آيه فوق به همين معنى نصيب و بهرهاى قسمت شده تفسير كرده است .
قَطَّ السّعرُ : نرخ بالا رفت .
ما رأيته قَطُّ : از مدت زمانى كه تعين شده است او را نديدهام .
هامش
انظروا الى رجل منكم يعلم شيئا من قضائنا فاجعلوه بينكم فانى قد جعلته قاضيا فتحاكموا اليه » ( كافى 402 ) .
يعنى به اهل جور و ستم داورى و قضاوت يا شكايت نبريد و نگاه كنيد به يكى از ميان خودتان كه اگر از قضاوت شرعى و داورىهاى ما چيزى ميداند او را در ميان خود حكم كنيد من او را قاضى قرار دادم به او رجوع كنيد .
شيخ فخر الدين طريحى مىنويسد : بعضى از فضلا و دانشمندان گفتهاند از اين حديث تحريم تحاكم و داورى به اهل جور و ستم دانسته مىشود و همچنين وجوب رجوع به فقيه عالم و متقى زيرا او منصوب امام است و در اجتهاد حكم مىكند و كفايت مىنمايد .
( صحاح اللغه - تهذيب اللغه - لسان العرب - مجمع البحرين 1 / 344 .