تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
آيا از قضاى خدا مىگريزى ، گفت : « أفرّ من قضاء اللّه إلى قدر اللّه » . از قضاى خدا به قدر خدا مىگريزم اين مطلب هشدار و گواهى بر اين امر است كه تا زمانى كه قضاى خدا در امرى مقدر نباشد اميد ميرود كه خداوند آن را دفع كند و زمانى كه قدر در حكم و قضاى خدا باشد چاره‌اى و دفعى براى آن نيست آيات زير بر اين امر گواهى ميدهد كه :
هامش
چيزى گفت و اختلاف كردند سپس با سران مهاجر قريش مشورت كرد كه همگى نظرشان مراجعت به حجاز بود او هم تصميم به بازگشت گرفت ، آنگاه ابو عبيده به او گفت : « أ فرارا من قدر اللّه ؟ فقال : نعم ، نفرّ من قدر اللّه الى قدر اللّه » يعنى ابو عبيده گفت : آيا از قدر خداى مىگريزى پاسخ داد از قدر خدا به قدر خدا مى - گريزم ، آيا اگر تو شترانى داشته باشى و به دره‌اى كه يك طرفش چراگاه خوب و طرف ديگرش زمين باير و خشك باشد و تو آنها را در سبزه‌زار يا زمين باير بچرانى هر دو قدر خدا نيست ؟ ( الكامل 2 / 392 ) . و از سخنان أمير المؤمنين عليه السّلام در پاسخ مردى از اهل شام كه از او مىپرسد : آيا رفتن ما به شام به قضائى از خدا و قدر اوست مولى پاسخش ميدهد : شايد تو گمان كرده‌اى قضاى خدا لازم است و قدر حتمى است اگر چنين باشد ثواب و عقاب باطل مىشود و وعده و وعيد ساقط ميگردد ، خداوند سبحانه و تعالى بندگانش را با اختيارشان امر به عبادت كرده است و با تحذير از كارهايى نهىشان نموده به آسانى مكلفشان كرده و تكاليف سخت بر آنها تحميل نكرده بر عبادتى كم ، پاداشى بسيار مىبخشد و عصيانگر او را مغلوب نمىكند خداوند با اكراه اطاعت نميشود و انبياء را به بازى و بيهوده نفرستاده و كتاب را براى بندگانش عبث قرار نداده و آسمانها و زمين و آنچه كه در ميان آنهاست به باطل نيافريده آنگونه تصوراتى كه سؤال كردى پندار كسانى است كه كفر پيشه‌اند و سر انجامش آتش است . ( 5 / 481 - حكم 75 - نهج البلاغه ) .