تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
[ ميوه‌ها و سبزيهاى چيده شده و دومى شمشير برنده ] . و همچنين در عبارت - ناقةٌ قَضِيبٌ - شتر مادينه‌اى كه از ميان شتران جدا شده و نيز هر چيزى كه چيده و جدا شود . و به هر چيزى هم كه پاك و تهذيب نشده است - مُقْتَضَبٌ - گويند « 1 » . اقْتَضَبَ حديثاً : در وقتى است كه سخنى را قبل از اينكه در خاطرش پخته و تهذيبش كرده باشد بيان كند . ( ارتجالا گفته شود ) .

قضي

: القَضَاءُ : امر نمودن بكارى و فيصله دادن آن چه با سخن و چه با عمل و هر كدام از آنها خود بر دو وجه است : 1 - الهى و 2 - بشرى . اول - قول و سخن الهى ، مثل آيه :
وَ قَضى
رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ( 23 / اسراء ) يعنى به آن كار امر كرد « 2 » . و آيه :
وَ قَضَيْنا
إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ ( 4 / اسراء ) كه در اين آيه امر نمودن با اعلام و فصل در حكم است يعنى به ايشان اعلام نموديم و با قاطعيت به سوى ايشان وحى كرديم [ كه دو بار است در اين سرزمين يعنى فلسطين فساد مىكنيد و گستاخى مىورزيد آن هم گستاخى بزرگ ] و بر اين معنى است
هامش
( 1 ) يعنى نادان و ناآزموده و ناخالص و ناآگاه و ناشناس و شعر مقتضب : شعرى است كه بالبداهه گفته شود كه قطعا خالص نيست . ( 2 ) به كار پرستش توحيدى خالص و احسان به پدر و مادر .