فَلَنَقُصَّنَّ
عَلَيْهِمْ بِعِلْمٍ ( 7 / اعراف ) .
يَقُصُّ
عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ ( 76 / نمل ) .
فَاقْصُصِ
الْقَصَصَ ( 176 / اعراف ) « 1 » .
قِصاصْ : خونخواهى با كشتن قاتل و كشنده ، در آيات :
وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ
حَياةٌ ( 179 / بقره ) .
وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ
( 45 / مائده ) .
قَصَّ فلانٌ فلاناً : او را قصاص كرد .
ضربه ضربا فَأَقَصَّهُ : آنچنان او را زد كه به مرگ نزديكش كرد .
هامش
( 1 ) اشاره به تاريخ و اخبار كسانى است كه آيات خداوند را تكذيب مىكنند و پيشه آنها ستمگرى و ظلم است مىگويد : خبر كسى كه آياتى به او داديم و او از آنها دور شد و شيطان او را دنبال نمود و از گمراهان شد ، براى مردم بازگو كن و بخوان بسا كه تفكر كنند ، زيرا اگر مىخواستيم و امور بر اساس جبر مىبود او را با همان آيات رفعت ميداديم ولى او به پستى گرائيد و از هوسهاى خويش پيروى كرد حكايت او همچون سگ است كه اگر به او هجوم ببرى پارس مىكند و اگر هم او را واگذارى مجددا پارس مىكند اين حكايت و حال مردمانى است كه آيات خداى را تكذيب مىكنند . آيات فوق كه ترجمه شد بعد از آيهاى است كه مىگويد :
چون پروردگار تو از بنى آدم و از نسلهاشان نژادشان را تقدير نمود آنها را بر خودشان گواه كرد كه آيا پروردگارتان نيستم گفتند چرا گواهى ميدهيم و اين گواهى هر كسى بر اينكه خويشتن را نيافريده . براى اين است كه در قيامت نگويند ما از اين امر غافل بوديم .
اشاره آيات فوق به اصالت همان فطرت خدا جويانه است و دور شدن انسان از فطرت به سبب پيروى از هوسهاست كه گمراه مىشود .