فَارْتَدَّا عَلى آثارِهِما قَصَصاً
( 64 / كهف ) « 1 » .
وَ قالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ
( 11 / قصص ) « 2 » .
قَصِيص : باقيمانده گياهان كه اثر آن پىجويى و خواسته مىشود .
قَصَصْتُ ظفرَهُ : ناخنش را چيدم « 3 » .
قَصَص : اخبارى كه پىگيرى و بازگو مىشود ، در آيات :
لَهُوَ الْقَصَصُ
الْحَقُّ ( 62 / آل عمران ) « 4 » .
فِي قَصَصِهِمْ
عِبْرَةٌ ( 11 / يوسف ) .
وَ قَصَّ
عَلَيْهِ الْقَصَصَ ( 25 / قصص ) .
نَقُصُّ
عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ ( 3 / يوسف ) .
هامش
( 1 ) مربوط به برگشتن موسى و يار و همراه او براى يافتن ماهى است مىگويد هر دو پىجويانه بر آثار گامهايشان برگشتند .
( 2 ) مادر موسى به خواهرش گفت : از پى صندوق به آب انداختهاى كه موسى در آن بود برود و هم او را از دور بديد .
( 3 ) در حديثى آمده است كه : « قصوا الاظفار لانها مقيل الشيطان و منه يكون النسيان » يعنى ناخنها را بچينيد كه نگهدارنده شيطان در بدن است .
( مجمع البحرين 4 / 180 ) .
تقصصت كلام فلان : سخن او را حفظ كردم و به خاطر سپردم .
( تهذيب اللغه 8 / 256 ) .
( 4 ) تمام آيه چنين است :إِنَّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَ ما مِنْ إِلهٍ- 62 / آل عمران ) اين همان خبر حق و درستى است كه خدايى جز خداوند يكتا و يگانه نيست و اوست كه عزيز و حكيم است .