تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
پيامبر را مىخواستند ببندند . و نيز گفته شده : مُقْتَسِمِينَ - در اين آيه كسانى بودند كه با كيد و مكر بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سوگند خوردند و هم پيمان شدند .

قسو

: القَسْوَةُ : سخت دلى و سنگ دلى و اصلش از عبارت : حجرٌ قَاسٍ : سنگ سخت گرفته شده . مُقَاسَاة : تحمل سختى و رفع سختى ، در آيات :
ثُمَّ قَسَتْ
قُلُوبُكُمْ ( 74 / بقره ) « 1 » .
فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ
قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ ( 22 / زمر ) « 2 » .
وَ الْقاسِيَةِ
قُلُوبُهُمْ ( 53 / حج ) .
وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً
( 13 / مائده ) . قاسيه - در آيه اخير به صورت - قَسِيَّةً - هم خوانده شده يعنى دلهاشان پاك و خالص نيست كه از عبارت : درهم قَسِيٌّ « 3 » - است در معنى نقره خالصى كه با فلزات سخت ديگر
هامش
( 1 ) اشاره به بنى اسرائيل است كه پس از بهره‌مندى از نعمت‌هاى خداوند باز قساوت قلب پيدا كردند و دلهاشان سخت شد . ( 2 ) واى بر كسانى كه دلهاشان از ياد خداى سخت و غافل است . ( 3 ) سالى را كه سرما و گرمايش شديد و قحطى باشد - عام قسى - گويند . قاسيه : شب تاريك و سرد در حديثى آمده است كه « ثلاث يقسين القلب » سه چيز دل را سخت مىكند كه يكى از آنها رفتن به دربار سلاطين است و - كثرة الكلام قسوة .