پيامبر را مىخواستند ببندند .
و نيز گفته شده : مُقْتَسِمِينَ - در اين آيه كسانى بودند كه با كيد و مكر بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سوگند خوردند و هم پيمان شدند .
قسو
: القَسْوَةُ : سخت دلى و سنگ دلى و اصلش از عبارت :
حجرٌ قَاسٍ : سنگ سخت گرفته شده .
مُقَاسَاة : تحمل سختى و رفع سختى ، در آيات :
ثُمَّ قَسَتْ
قُلُوبُكُمْ ( 74 / بقره ) « 1 » .
فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ
قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ ( 22 / زمر ) « 2 » .
وَ الْقاسِيَةِ
قُلُوبُهُمْ ( 53 / حج ) .
وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً
( 13 / مائده ) .
قاسيه - در آيه اخير به صورت - قَسِيَّةً - هم خوانده شده يعنى دلهاشان پاك و خالص نيست كه از عبارت :
درهم قَسِيٌّ « 3 » - است در معنى نقره خالصى كه با فلزات سخت ديگر
هامش
( 1 ) اشاره به بنى اسرائيل است كه پس از بهرهمندى از نعمتهاى خداوند باز قساوت قلب پيدا كردند و دلهاشان سخت شد .
( 2 ) واى بر كسانى كه دلهاشان از ياد خداى سخت و غافل است .
( 3 ) سالى را كه سرما و گرمايش شديد و قحطى باشد - عام قسى - گويند . قاسيه :
شب تاريك و سرد در حديثى آمده است كه « ثلاث يقسين القلب » سه چيز دل را سخت مىكند كه يكى از آنها رفتن به دربار سلاطين است و - كثرة الكلام قسوة .