تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
آيه :
سَفَراً قاصِداً
( 42 / توبه ) . يعنى سفرى كه دوريش ناپايان است و بسا كه اين آيه به سفر نزديك نيز تفسير شود ولى حقيقتش همان است كه ذكر كردم . أَقْصَدَ السّهمُ : تير به هدف اصابت كرد گويى كه قصدش و هدفش را يافته است ، شاعر گويد :
فأصاب قلبك غير أن لم يُقْصِدِ
[ به قلبت اصابت كرد و رسيد جز اينكه آن را هدف نگرفته بود ] . انْقَصَدَ الرّمحُ : نيزه شكست . تَقَصَّدَ : شكست . قَصَدَ الرّمحَ : نيزه را شكست . ناقةٌ قَصِيدٌ : شتر ماده پرگوشت و مفيد . القَصِيد من الشّعر : شعرى كه هفت بيتش تمام شده است « 1 »
هامش
( 1 ) ( ق - ص - د ) سه ريشه اصلى دارد : 1 - دلالت بر آوردن چيزى و قصد كردن بسوى آن ، 2 - رسيدن و فرو رفتن در چيزى ، 3 - شكستن . ( مقائيس اللغه 5 / 95 ) در حديثى آمده است كه : « اقتصد فى عبادتك » يعنى آنگونه عبادت كن كه رنج و مشقتى سخت به تو دست ندهد كه طبيعت تو از آن گريزان شود . ( مجمع البحرين 3 / 128 ) ليث مىگويد : قصد - در معنى : 1 - گوشت منجمد و خشك شده 2 - عصا و چوبدستى است . اصمعى گويد اقصاد ، همان قتل است ، در تفسير آيه :وَ اقْصِدْ فِي مَشْيِكَ- 19 / لقمان ) آمده است كه اذا مشى سويّا : يعنى يكنواخت حركت كردن و راه رفتن نه .
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 199 | الراغب الأصفهاني / غلامرضا خسروى حسينى